۱۳۹۹ بهمن ۴, شنبه

اعلامیه جهانی حقوق زبانی – ژوئن ۱۹۹۶

 مقدمه:

موسسات و تشکیلات غیردولتی٬ امضاء کنندگان “بیانیه جهانی حقوق زبانی” حاضر٬ گردهم آمده از ۶ تا ٩ ژوئن ١٩٩۶ در بارسلونا؛
۱ – با در نظر گرفتن “اعلامیه جهانی حقوق بشر” مورخ ١٩۴٨ ٬ که در مقدمه اش اعتقاد خود را به “برابری حقوق پایه ای بشر٬ کرامت و ارزش افراد انسانی و حقوق برابر مرد و زن” بیان می نماید؛ و نیز در ماده دوم خود که اعلام میکند “همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن “نژاد٬ رنگ٬ جنسیت٬ زبان٬ دین٬ باورهای سیاسی و یا دیگر باورها٬ منشاء ملی و یا اجتماعی٬ مالکیت٬ محل تولد و یا خصوصیات دیگر”٬ دارای همه حقوق و آزادیها میباشند”؛



۲ – با در نظر گرفتن “عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی” ١۶ دسامبر ١٩۶۶ (ماده ٢٧) ٬ و “عهدنامه بین المللی حقوق فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی” به همان تاریخ٬ که در مقدمه های خود بیان مینمایند آحاد نوع بشر نمیتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرایطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نماید؛
۳ – با در نظر گرفتن “قطعنامه ١٣۵-۴٧”٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که “بیانیه در حقوق افراد متعلق به پیروان  ملی٬ ائتنیکی٬ دینی و زبانی” را تصویب نمود؛
۴ – با در نظر گرفتن اعلامیه ها و توافقنامه های (کنوانسیونهای) مجمع اروپا مانند “کنوانسیون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزادیهای اساسی”٬ به تاریخ ۴ نوامبر ١٩۵٠ (ماده ١۴)؛ “کنوانسیون شورای وزیران مجمع اروپا” به تاریخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ که “مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و یا پیروان ” را تصویب نمود؛ “اعلامیه در باره پیروان ملی” تهیه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاریخ ٩ اکتبر ١٩٩٣ ؛ و “کنوانسیون چهارچوب برای محافظت از پیروان ملی” نوامبر ١٩٩۴ ؛
۵ – با در نظر گرفتن “بیانیه انجمن بین المللی قلم در سانتیاگو د کومپوستلا” و “بیانیه ١۵ دسامبر ١٩٩٣ کمیته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم٬ در رابطه با پیشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی”؛
۶ – با در نظر گرفتن این امر که در شهر رسیف برزیل٬ “اعلامیه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمین سمینار انجمن بین المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بین فرهنگها”٬ به سازمان ملل متحد توصیه نمود که گامهای لازم را برای تصویب و اجرای اعلامیه جهانی حقوق زبانی بردارد؛
۷ – با در نظر گرفتن “کنوانسیون ١۶٩ سازمان جهانی کار” مورخه ٢۶ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومی و طائفه ای در کشورهای مستقل؛
۸ – با توجه به “اعلامیه جهانی حقوق جمعی خلقها”٬ بارسلونا ٬ می ١٩٩٠ ٬ که اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهای سیاسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانیابی خویش و در نهایت از حق پذیرش و دارا بودن نهادهای حکومتی٬ ارتباطاتی٬ تحصیلی و سیاسی خود برخوردار میباشند؛
۹ – با در نظر گرفتن “بیانیه نهائی پذیرفته شده در همایش عمومی فدراسیون جهانی معلمان زبان مدرن” در شهر پچ (مجارستان) به تاریخ ١۶ آگوست ١٩٩١ ٬ که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پایه ای انسانی توصیه نموده بود؛
۱۰ – با در نظر گرفتن “گزارش کمیسیون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوریل ١٩٩۴ ” در ارتباط با طرح “اعلامیه در حقوق خلقهای بومی” که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر میکند؛
۱۱ – با در نظر گرفتن طرح “بیانیه کمیسیون حقوق بشر بین آمریکائی در باره مردمان بومی” ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاریخ ١٨ سپتامبر ١٩٩۵؛
۱۲ – با در نظر گرفتن اینکه اکثریت زبانهای در خطر نابودی٬ متعلق به گروههای مردمانی میباشند که از حق حاکمیت ملی خود برخوردار نیستند و اینکه عوامل اصلی که از توسعه این زبانها ممانعت کرده و به روند جایگزینی زبانی دیگر به جای آنها شتاب میبخشند٬ عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سیاست دولتها٬ که ساختارهای سیاسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحمیل مینمایند؛
۱۳ – با در نظر گرفتن اینکه حمله نظامی٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و دیگر نمونه های به انقیاد در آوردن اجتماعی٬ اقتصادی و سیاسی٬ اغلب اوقات شامل تحمیل مستقیم زبانی خارجی بوده و یا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ایجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای میگردند که وفاداری زبانی متکلمین به آنها را از بین میبرند؛
۱۴ – با در نظر گرفتن اینکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکمیت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتیجه سیاستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و یا امپریالیستی را مقدم میشمارد٬ در روند جانشینی زبانی در میغلطند؛
۱۵ – با در نظر گرفتن اینکه جهانی شدن میبایست بر اساس تلقیای از تنوع زبانی و فرهنگی٬ غالب آمده که بر روندهای یکسان سازی و تجرید حذفی زبانها و فرهنگها٬ بنیاد گذارده شود؛
۱۶ – با در نظر گرفتن این نکته که به منظور تامین نمودن همزیستی صلح آمیز بین جمعیتهای زبانی٬ میبایست اصولی عمومی یافت شوند که تشویق و ارتقاء موقعیت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محیطهای عمومی و خصوصی را تضمین نمایند ؛
۱۷ – با در نظر گرفتن اینکه عوامل گوناگون با ماهیتهای غیرزبانی (عاملهای تاریخی٬ سیاسی٬ سرزمینی٬ جمعیت شناسی٬ اقتصادی٬ اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل دیگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ایجاد میکنند که منجر به نابودی٬ به حاشیه رانده شدن و یا انحطاط زبانهای بیشمار میگردند٬ و نیز برای اینکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود٬ حقوق زبانی میبایست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛
۱۸ – با اعتقاد به اینکه “اعلامیه جهانی حقوق زبانی”٬ به منظور تصحیح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمین احترام و توسعه کامل همه زبانها٬ و پایه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کلیدی در حفظ روابط اجتماعی موزون٬ مورد نیاز میباشد؛
بدینوسیله اعلام می دارد که:

آغاز
موقعیت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتی که در زیر آمده اند٬ محصول تقارب و اندرکنش دامنه وسیعی از عوامل با ماهیتهای سیاسی و قانونی٬ ایدئولوژیک و تاریخی٬ جمعیتشناختی و قلمرو-سرزمینی٬ اقتصادی و اجتماعی٬ فرهنگی٬ زبانشناختی و زبانی-اجتماعی٬ بین زبانی و ذهنی استּ
در حال حاضر٬ این فاکتورها بدینگونه تعریف میشوند:
۱ – تمایل دیرینه یکسانسازی اکثریت دولتها به کاهش تنوع و تشویق رفتارهائی که بر ضد چندگانگی فرهنگی و تکثر زبانی میباشندּ
۲ – سیر به سوی اقتصاد جهانی و بدنبال آن بازار جهانی اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ که باعث مختل گردیدن محیطهای مناسبات مشترک و گونه های تاثیر متقابلی که انسجام درونی جمعیتهای زبانی را تضمین مینمایند٬ میشودּ
۳ – مدل رشد اکونومیسیستی پیشنهاد شده توسط گروههای اقتصادی ماوراءملی٬ که خواهان یکی نشان دادن کاهش کنترلهای دولتی با پیشرفت و فردیت گرائی رقابتی بوده و باعث ایجاد نابرابریهای جدی و فزاینده زبانی٬ فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی میگرددּ
۴ – جمعیتهای زبانی در عصر حاضر از سوی عواملی مانند نداشتن حکومتهای ملی (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و یا جمعیتی که به لحاظ جغرافیائی قسما و یا کاملا پراکنده شده است٬ اقتصادی شکننده٬ زبانی استانداردیزه نشده٬ و یا مدلی فرهنگی در ضدیت با مدل فرهنگی مسلط٬ در معرض تهدید قرار دارندּ این عوامل٬ ادامه حیات و گسترش بسیاری از زبانها را عملا غیرممکن میسازد مگر آنکه اهداف اساسی زیرین ملحوظ شوند:
الف) از دیدگاه سیاسی٬ هدف طراحی روشی برای سازماندهی تکثر و تنوع زبانی به گونه ای که به مشارکت موثر جمعیتهای زبانی در این مدل توسعه جدید اجازه دهدּ
ب) از دیدگاه فرهنگی٬ هدف تامین و ایجاد محیط ارتباطات جهانیای سازگار با مشارکت برابر همه خلقها٬ جمعیتهای زبانی و افراد در روند توسعهּ
ج) از دیدگاه اقتصادی٬ هدف تشویق پایدار توسعه بر پایه مشارکت همه و بر اساس احترام به تعادل محیط زیست جوامع و در روابط برابر بین همه زبانها و فرهنگهاּ
بنا به همه دلایل فوق الذکر٬ این اعلامیه مبداء حرکت خود را “جمعیتهای زبانی” و نه “دولتها” قرار میدهد و میبایست به این اعلامیه در متن تقویت موسسات بین المللی قادر به تضمین نمودن توسعه برابر و پایدار همه جامعه بشری نگریستּ به همین دلایل٬ همچنین از اهداف این اعلامیه٬ تشویق ایجاد چهارچوبی سیاسی برای تنوع زبانی مبتنی بر احترام٬ همزیستی هماهنگ و منافع متقابل میباشدּ

عنوان مقدماتی: مفاهیم
ماده ١
١- این بیانیه “جمعیت زبانی” را بدین گونه تعریف می نماید: هر جامعه انسانی که به لحاظ تاریخی در “محیط سرزمینی” معینی٬ فارغ از به رسمیت شناخته شدن و یا نشدن آن٬ سکنی گزیده و خود را به عنوان یک توده با هویت واحد دانسته و زبان مشترکی را به عنوان وسیله ای طبیعی برای ارتباط و هم بندی فرهنگی بین اعضای آن توسعه داده استּ تعبیر “زبان خاص یک سرزمین” (زبان نیاخاکی) به زبان جمعیتی که به شرح فوق در همچو محیطی سکنی گزیده باشد اطلاق میشودּ
٢- این اعلامیه مبداء حرکت خود را بر این اصل قرار میدهد که حقوق زبانی در عین حال و یکجا٬ هم فردی و هم جمعی میباشندּ در تعریف دامنه کامل حقوق زبانی٬ این اعلامیه مرجع خود را مورد یک جمعیت زبانی تاریخی٬ در محیط سرزمینی خود قبول می نماید و آنچه از این محیط درک میشود٬ نه تنها گستره جغرافیائیای که جمعیت در آنجا زندگی می نماید٬ بلکه محیط اجتماعی و عملیای که برای توسعه و شکوفائی تمام و کمال یک زبان حیاتی است میباشدּ تنها بر این اساس امکان دارد که حقوق زبانی گروههای ذکر شده در نقطه ۵ ام این اعلامیه و حقوق افرادی که در خارج سرزمین زبانی خویش میزیند را٬ برحسب پیوستگی و درجه بندی تعریف نمودּ
٣- به منظور کاربرد در این بیانیه٬ گروههایی که دارای یکی از موقعیتهای زیر باشند نیز متعلق به یک جمعیت زبانی و ساکن در سرزمین خود شمرده میشوند:
الف- هنگامی که آنها از بدنه اصلی جمعیت خود توسط مرزهای اداری و یا سیاسی جدا شده باشندּ
ب – هنگامی که در طول تاریخ٬ در منطقه کوچک جغرافیائیای محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانی دیگر٬ تثبیت شده باشندּ
ج- هنگامی که در منطقه جغرافیاییای که در آن با اعضاء جمعیتهای زبانی دیگری با سوابق تاریخی مشابه٬ سهیم و شریکند تثبیت شده باشندּ
۴- این بیانیه همچنین مردمان عشایری کوچرو در مناطق قشلاق-ییلاق خودشان و همچنین مردمان تثبیت شده در نواحی به لحاظ جغرافیایی پراکنده را به عنوان جمعیتهای زبانی در سرزمینهای تاریخی خود میپذیردּ
۵- این اعلامیه “گروه زبانی” را بدین شکل تعریف می نماید: هر گروه از اشخاص دارای زبان واحد٬ که زبانشان در محیط سرزمینی جمعیت زبانی دیگری تثبیت شده اما دارای سابقه تاریخی برابری با اشخاص جمعیت مهمانپذیر نبوده نباشدּ نمونه های این چنین گروههائی مهاجرین٬ پناهندگان٬ اشخاص دیپورت شده و اعضای دیاسپورا میباشندּ
ماده ٢
١- این بیانیه اعلام میدارد که هرگاه گروهها و جمعیتهای زبانی گوناگون در سرزمین واحدی مشترک باشند٬ حقوق مندرجه در این اعلامیه میبایست بر اساس احترام متقابل و به گونه ای اعمال شوند که دمکراسی به حداکثر اندازه ممکنه تضمین گرددּ
٢- در جستجو برای وصول به تعادل اجتماعی-زبانی رضایت بخش٬ به عبارت دیگر به منظور ایجاد هماهنگی مناسب بین حقوق مربوطه چنین جمعیتها و گروههای زبانی و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفی – علاوه بر سوابق تاریخی مربوطه آنها در سرزمینها و مطالبات آنها که به روشهای دمکراتیک بیان شده اند- میباید در نظر گرفته شوندּ اینچنین عواملی شامل ماهیت اجباری مهاجرتها٬ که منجر به همزیستی جمعیتها و گروههای مختلف میشود و همچنین درجه آسیب پذیری فرهنگی٬ اجتماعی-اقتصادی و سیاسی آنها میگرددּ
ماده ۳
١- این اعلامیه حقوق زیر را به عنوان حقوق شخصی غیرقابل سلبی که در هر گونه شرایط٬ امکان برخورداری از آنها وجود دارد٬ قبول می نماید:
– حق به رسمیت شناخته شدن شخص به عنوان عضوی از یک جمعیت زبانی؛
– حق شخص برای استفاده از زبان خود در مکانهای خصوصی و عمومی؛
– حق شخص برای استفاده از نام خود؛
– حق شخص برای ایجاد مناسبات و پیوند با دیگر اعضای جمعیت زبانی مبداء خود؛
– حق شخص برای حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
– و همه حقوق دیگر مربوط به زبان که در “عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی ١۶ دسامبر ١٩۶۶ ” و “عهدنامه بین المللی در باره حقوق اقتصادی٬ اجتماعی و فرهنگی” به همان تاریخ به رسمیت شناخته شده اندּ
٢- این بیانیه اعلام میدارد که حقوق جمعی گروههای زبانی٬ علاوه بر حقوق فوق الذکر که تک تک افراد عضو گروههای زبانی از آنها برخوردار میباشند٬ در تطابق با شرایط تشریح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زیر میباشد:
– حق گروههای زبانی برای آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
– حق گروههای زبانی برای دستیابی به خدمات فرهنگی؛
– حق گروههای زبانی برای حضور برابر زبان و فرهنگهایشان در رسانه های ارتباطی؛
– حق گروههای زبانی در دریافت توجه و اعتناء نهادهای حکومتی و در روابط اجتماعی-اقتصادی تهیه شده به زبان خودּ
٣- حقوق فوق الذکر اشخاص و گروههای زبانی به هیچ طریقی نمیبایست مانع برقراری مناسبات متقابل بین اینگونه اشخاص و گروههای زبانی٬ با جمعیت زبانی مهمانپذیر و یا ادغامشان در آن جمعیت گرددּ همچنین این حقوق نباید به محدود نمودن حقوق جمعیت مهمانپذیر و یا اعضاء آن در کاربرد زبان خود جمعیت در سراسر فضای سرزمینی آن زبان منجر شودּ
ماده ۴
١- این اعلامیه بیان میدارد اشخاصی که به سرزمین جمعیت زبانی دیگری رفته در آنجا ساکن میشوند حق دارند و موظف اند که نسبت به این جمعیت (مهمانپذیر) رفتاری همگرایانه از خود نشان دهندּ آنچه از این بیان استنباط میشود تلاشی اضافی است از سوی اینگونه اشخاص برای انسیت با اعضاء جمعیت مهمانپذیر؛ به طرزی که در ضمن حفظ خصوصیات فرهنگی اصلی خویش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه های رفتاری کافیای را با جامعه ای که در آن سکنی گزیده اند سهیم شوندּ این امر آنها را قادر خواهد ساخت که به لحاظ اجتماعی و بدون مواجه شدن با مشکلاتی بیش از آنچه اعضای جمعیت مهمان پذیر با آن مواجه اند٬ کارآ عمل نمایند ּ
٢- این اعلامیه٬ از سوی دیگر٬ بیان میکند که یکسانسازی -آسیمیلاسیون٬ تعبیری به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه میهمان پذیر به شکلی که خصوصیات فرهنگی اصلی٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه های رفتاری جامعه مهمان پذیر جایگزین میگردند٬ به هیچوجه نباید تحمیلی و یا جبری بوده و تنها میتواند که محصول انتخابی تماما آزادانه باشدּ
ماده ۵
این اعلامیه بر این اساس استوار است که حقوق تمامی جمعیتهای زبانی مساوی و مستقل از موقعیت این زبانها به عنوان زبان رسمی٬ محلی و یا پیرو بودن میباشدּ در این اعلامیه٬ تعبیراتی مانند محلی و یا اقلیتی بکار برده نشده اند زیرا – هرچند در بعضی موارد مشخص٬ شناسانی زبانها به عنوان پیرو و یا محلی میتواند احقاق برخی از حقوق معین را تسهیل نماید- با اینهمه٬ این و دیگر تعابیر جرح و تعدیل کننده٬ غالبا برای اعمال محدومیت بر حقوق جمعیتهای زبانی بکار برده میشوندּ
ماده ۶
این اعلامیه اعلام میکند که نمیتوان تنها بر این مبناء که یک زبان٬ زبان رسمی دولت است و یا به طور سنتی برای مقاصد اداری و یا برخی از فعالیتهای فرهنگی مشخص در یک سرزمین بکار رفته است٬ آنرا “زبان خاص سرزمین” بشمار آوردּ

عنوان اول: اصول عمومی
ماده ٧
١- همه زبانها بیان هویتی جمعی و راهی مجزا برای درک و توصیف واقعیت اند و بنابراین میبایست که از همه شرایط لازم برای گسترش و پیشرفتشان در همه نوع فعالیت و کارکرد برخوردار باشندּ
٢- همه زبانها محصول آفرینش جمعی بوده و به عنوان ابزار همبستگی٬ تعیین هویت٬ ارتباط و افاده خلاق برای استفاده فردی در درون یک جمعیت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ
ماده ٨
١- همه جمعیتهای زبانی از حق سازماندهی و مدیریت منابع خویش٬ برای تضمین نمودن کاربرد زبانهایشان در همه فعالیتها در درون جامعه برخوردارندּ
٢- همه جمعیتهای زبانی محق اند که بر هرگونه وسائط لازمه ممکن برای تضمین نمودن انتقال و پیوستگی زمانی زبان خود دسترسی داشته باشندּ
ماده ٩
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که سیستم زبانی خود را٬ بدون مداخلات اجباری و یا القائی٬ تنظیم و استانداردیزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهندּ
ماده ١٠
١- همه جمعیتهای زبانی دارای حقوق برابرندּ
٢- این اعلامیه تبعیض بر علیه جمعیتهای زبانی را غیرقابل قبول میداند٬ فارغ از آنکه این تبعیض بر مبنای درجه حاکمیت سیاسی مستقل جمعیت زبانی؛ موقعیت تعریف شده آن جمعیتها از لحاظ اجتماعی٬ اقتصادی و یا دیگر لحاظها؛ درجه استانداردیزه شدن٬ مدرنیزاسیون و یا به روز شدگی زبانهایشان و یا هر معیار دیگری اعمال گرددּ
٣- همه گامهای ضرور برای تحقق اصل برابری و به جا آوردن موثر آن میبایست برداشته شوندּ
ماده ١١
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی به و استفاده از همه وسائط ترجمه به دیگر زبانها و یا ترجمه از دیگر زبانها٬ که برای تضمین نمودن اعمال و برخورداری از حقوق ذکر شده در این اعلامیه ضروری باشند٬ برخوردارندּ
ماده ١٢
١- هر کس حق دارد که کلیه فعالیتهای خود را در محیطهای عمومی به زبان خویش به جا آورد؛ به شرط آنکه آن زبان٬ “زبان خاص سرزمینی” محلی باشد که وی در آن ساکن استּ
٢- هر کس حق دارد که زبان خود را در محیط های شخصی و خانوادگی بکار بردּ
ماده ١٣
١- هر کس حق دارد که زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) خود را که در آن زندگی میکند بیاموزدּ
٢- هر کس حق دارد که چند زبانه شود و بر اساس تضمیناتی که دراین اعلامیه برای کاربرد عمومی زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) تثبیت شده اند٬ و بدون هیچ گونه پیشداوری٬ مناسبترین زبانی را که موجب پیشرفت شخصی و یا تحرک اجتماعی وی میگردد آموخته و بکار بردּ
ماده ١۴
تدابیر این اعلامیه نمیتوانند به طرزی تفسیر شوند و یا بکار روند که به نرمها و یا رویه های عملی ناشی از موقعیت داخلی و یا بین المللی یک زبان – که برای کاربرد آن زبان در سرزمین خود مناسبتتر میباشند- زیان برسانندּ

عنوان دوم: رژیم جامع زبانی
بخش اول: ادارات دولتی و نهادهای رسمی
ماده ١۵
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که در سرزمین- قلمرو خود به طور رسمی بکار برده شوندּ
٢- همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که تمام اسناد اداری٬ مدارک شخصی و دولتی و قیدیات محضرهای عمومی ثبت شده به زبان خاص سرزمینشان (زبان نیاخاکیشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هیچ کس و مقامی نمیتواند تظاهر به نادیده گرفتن و بیخبری از این زبان بنمایدּ
ماده ١۶
همه اعضای یک جمعیت زبانی حق دارند که با مقامات دولتی به زبان خویش ارتباط برقرار کرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دریافت کنندּ این حق همچنین بخشهای مرکزی٬ سرزمینی٬ محلی و تقسیمات فرامنطقه ای٬ شامل سرزمینی که زبان مورد نظر٬ زبان خاص نیاخاکی آن میباشد٬ را فرامیگیردּ
ماده ١٧
١- همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که به همه اسناد و مدارک رسمی که به نحوی مربوط به سرزمین نیاخاکی یک زبان میباشد٬ تهیه شده در زبان خودشان دسترسی داشته و آنها را کسب نمایند٬ چه این چنین مدارکی چاپی٬ قابل خواندن با ماشین و یا در هر فرم دیگری بوده باشدּ
٢- فرمها و اسناد اداری استاندارد٬ چه در شکل چاپی و چه در شکل قابل خواندن توسط ماشینها و یا به هر فرم دیگر٬ باید به همه زبانها تهیه شده و در محلهای قابل دسترسی برای عموم و استفاده آنها قرار گیرندּ این خدمت باید توسط مقامات دولتی به شکلی انجام پذیرد که همه سرزمینهایی را که برای یک زبان٬ سرزمین خاص زبانی (نیاخاکی) شمرده میشوند تحت پوشش قرار دهدּ
ماده ١٨
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که قوانین و دیگر ملاحظات قانونی که به نحوی به آنها مربوط میشود٬ به زبان خاص سرزمینیشان (زبان نیاخاکشان) تهیه و منتشر شوندּ
٢- مقامات دولتی که در حوزه حاکمیت خود٬ دارای بیش از یک زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) تاریخی هستند٬ میبایست همه قوانین و مقررات دیگر قانونی و حقوقی دارای ماهیت عمومی را٬ به تک تک این زبانها تهیه و منتشر سازندּ فارغ از اینکه متکلمین به هر کدام از این زبانها قادر به فهم زبانهای دیگر باشند و یا نهּ
ماده ١٩
١- زبان رسمی همه مجالس نمایندگی٬ میبایست زبان(های) به طور تاریخی رایج در سرزمینهایی که نمایندگان ٬ نمایندگی آن را بر عهده دارند باشدּ
٢- این حق همچنین شامل زبانهای جمعیتهای زبانی سکنی گزیده در مناطق جغرافی پراکنده که به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گردید نیز میشودּ
ماده ٢٠
١- هرکس حق دارد زبانی را که به طور تاریخی در یک سرزمین به آن تکلم میشود – هم به شکل شفاهی و هم به شکل نوشتاری- در محاکم و دادگاههای قضائی واقع در آن سرزمین بکار بردּ محاکم قضائی باید در امورات داخلی خود٬ زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را بکار برند و اگر بنا به سیستم حقوقی فعلا موجود در کشور٬ ضرورتی به ادامه جریان محاکمات در محلی دیگر موجود باشد٬ میباید به کاربرد زبان اصلی در محل جدید همچنان ادامه داده شودּ
٢- هر کس حق دارد که در تمام موارد٬ به زبانی که آنرا درک میکند و قادر به تکلم به آن است محاکمه شود٬ همچنین حق دارد که از خدمت مترجمی مجانی بهره مند گرددּ
ماده ٢١
همه جمعیتهای زبانی حق ثبت و بایگانی مدارک و اسناد به زبان سرزمینی خود (زبان نیاخاکی) توسط محضرهای عمومی را دارا میباشندּ
ماده ٢٢
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که مدارک تائید شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهای عمومی و یا دیگر ماموران صلاحیتدار دولتی٬ به زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) محل خدمت ماموران دولتی و یا محضرهای عمومی تهیه و تنظیم شوندּ

بخش دوم: تحصیل
ماده ٢٣
١- آموزش و تحصیل میبایست در سرزمینی که در آن عرضه میگردد٬ به تشویق افاده فرهنگی خود از سوی جمعیت زبانی٬ کمک نمایدּ
٢- آموزش و تحصیل میبایست در سرزمینی که عرضه میشود٬ به حفظ و توسعه زبانی که یک جمعیت زبانی به آن سخن میگوید یاری رساندּ
٣- آموزش و تحصیل همواره میبایست در خدمت تکثر و تنوع زبانی و فرهنگی و روابط آهنگدار بین جمعیتهای زبانی گوناگون در سراسر جهان باشدּ
۴- در بستر اصول پیش گفته٬ هر کس حق دارد که هر زبانی را بیاموزدּ
ماده ٢۴
همه جمعیتهای زبانی حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصیلی در سرزمین خود (پیش دبستانی٬ ابتدائی٬ متوسطه٬ حرفه ای و فنی٬ دانشگاهی و آموزش بزرگسالان) تصمیم بگیرندּ
ماده ٢۵
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی و کاربرد همه منابع انسانی و مادی لازم برای تضمین نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصیلی در نیاخاک خود٬ از قبیل آموزگاران ورزیده٬ روشهای آموزشی مناسب٬ کتب و متون درسی٬ منابع مالی٬ تجهیزات و ساختمانها٬ تکنولوژی های سنتی و مدرن و در وسعتی که خواهان آنند برخوردار میباشندּ
ماده ٢۶
همه جمعیتهای زبانی محق اند از تحصیلی که اعضای آن جامعه را قادر به تسلط کامل در کاربرد زبانشان سازد٬ شامل توانائیهای مختلف مربوط به همه محیطهای روزمره کاربرد زبان٬ همچنین گسترده ترین تسلط ممکنه به هر زبان دیگری که خواهان یادگیری آن باشند٬ برخوردار شوندּ
ماده ٢٧
همه جمعیتهای زبانی حق دارند از تحصیلی که اعضای آن جمعیت را قادر به کسب دانش هر زبانی که مربوط به سنن فرهنگیشان بوده باشد برخوردار شوندּ مانند زبانهای ادبی و یا زبانهای مقدس که سابقا زبانهای معمول آن جمعیت بوده اندּ
ماده ٢٨
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که از تحصیلی که اعضای آن جمعیت را به دستیابی به آگاهی همه جانبه در باره میراث فرهنگی خود (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهای فرهنگیشان) قادر سازد برخوردار شوندּ همچنین محق اند که از گسترده ترین آگاهی ممکنه در باره هر فرهنگ دیگری که خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوندּ
ماده ٢٩
١- هر کس محق است که از تحصیل و آموزش به زبان خاص سرزمین خود که در آنجا ساکن است (زبان نیاخاکی) برخوردار گرددּ
٢- این حق٬ حق کسب دانش گفتاری و نوشتاری زبانی دیگر را که شخص ممکن است به عنوان ابزار ارتباط با دیگر جمعیتهای زبانی بکار برد ٬ نفی و سلب نمیکندּ
ماده ٣٠
زبان و فرهنگ همه جمعیتهای زبانی میبایست که موضوع مطالعه و تحقیقات علمی در سطح دانشگاهی قرار گیرندּ
بخش سوم: نامهای شخصی
ماده ٣١
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که سیستم نامهای شخصی خویش را در همه محیطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بکار برندּ
ماده ٣٢
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای محل و مکان به زبان خاص سرزمینی خود را (زبان نیاخاکی)٬ هم به صورت شفاهی و هم به صورت کتبی٬ در محیطهای خصوصی٬ عمومی و رسمی بکار برندּ
٢- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای بومی محلها و مکانها را تثبیت و حفظ نموده٬ در آنها اصلاحاتی اعمال نمایندּ همچو نامهای امکنه را نمیتوان به طور کیفی موقوف و منسوخ نمود و یا تحریف و جرح و تعدیل کردּ همچنین نمیتوان اینگونه نامها را پس از تغییرات سیاسی و یا هر گونه دگرگونی حادثه دیگر٬ تغییر دادּ
ماده ٣٣
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که جمعیت خود را به همان نامی که در زبان خودشان بکار میبرند بنامندּ هرگونه ترجمه به زبانهای دیگر میبایست از نامگذاریهای تحقیر آمیز و ابهام انگیز اجتناب نمایدּ
ماده ٣۴
هر کس حق دارد که نام خود را در همه محیطها به زبان خویش بکار بردּ و همچنین حق دارد که نامش٬ اگر لزومی به بکاربردن سیستم نوشتاری متفاوت با زبان وی وجود داشته باشد٬ با لحاظ دقیقترین آوانگاری ممکن ثبت گرددּ

بخش چهارم: رسانه های ارتباطی و تکنولوژیهای جدید
ماده ٣۵
همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که در باره درجه حضور زبانشان در رسانه های ارتباطی در سرزمین خود (نیاخاک خود)٬ بدون در نظر گرفتن متد پخش و یا انتقال تولیدات آنها تصمیم بگیرندּ چه این رسانه ها محلی و یا سنتی٬ چه رسانه های دارای شمول گسترده تر و چه رسانه هایی که از تکنولوژیهای پیشرفته تر استفاده میکنند باشندּ
ماده ٣۶
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که به همه منابع مادی و انسانی لازم برای تضمین نمودن درجه مطلوبی از حضور زبان خویش و درجه مطلوبی از افاده فرهنگی خودشان در رسانه های ارتباطی در سرزمین خود؛ و از پرسنل ورزیده٬ منابع مالی٬ ساختمانها و تجهیزات٬ تکنولوژیهای سنتی و مدرن دسترسی داشته باشندּ
ماده ٣٧
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که از طریق رسانه های ارتباطی آگاهی کاملی در باره میراث فرهنگی خویش (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهای فرهنگ شان)٬ همچنین حداکثر اطلاعات ممکنه در باره هر فرهنگ دیگری که اعضای آن جمعیت٬ خواستار دانستن آن باشند را دریافت نمایندּ
ماده ٣٨
زبانها و فرهنگهای همه جمعیتهای زبانی در سراسر جهان٬ میبایست در رسانه های ارتباطی از معامله و برخوردی برابر و غیرتبعیض آمیز بهره مند شوندּ
ماده ٣٩
جمعیتهای توصیف شده در ماده ١ ٬ پاراگراف ٣ و ۴ این اعلامیه و گروههای ذکر شده در پاراگراف ۵ همان ماده٬ از حق برابر تمثیل زبانشان در رسانه های ارتباطی سرزمینی که در آن ساکنند و یا به آنجا مهاجرت مینمایند برخوردارندּ این حق باید در هماهمنگی با حقوق دیگر گروهها و جمعیتهای زبانی ساکن در آن سرزمین اعمال گرددּ
ماده ۴٠
در عرصه تکنولوژی اطلاعاتی٬ همه جمعیتهای زبانی حق دارند که به تجهیزات تطبیق داده شده با سیستم زبانیشان و به ابزارآلات و محصولات تهیه شده در زبان خودشان دسترسی داشته باشندּ به نحوی که بتوانند از همه امکانات و پتانسیلهای ممکنه توسط چنین تکنولوژیهایی برای افاده خود٬ برای تحصیل٬ در ارتباطات٬ انتشارات٬ ترجمه و پروسسینگ اطلاعاتی و پخش و کلا تبلیغ فرهنگشان حداکثر بهره برداری را بنمایندּ

بخش پنجم: فرهنگ
ماده ۴١
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که زبان خویش را در همه فرمهای افاده فرهنگی بکار برده٬ آنرا حفظ نموده و توسعه دهندּ
٢- همه جمعیتهای زبانی میبایست بتوانند حق مذکور را تمام و کمال اعمال نمایند٬ بی آنکه محیط آن جمعیت به اشغال سلطه گرایانه فرهنگی بیگانه معروض شودּ
ماده ۴٢
همه جمعیتهای زبانی از حق رشد و توسعه تمام و کامل در داخل محیط فرهنگی خود برخوردارندּ
ماده ۴٣
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی به آثار آفریده شده به زبان خود برخوردار میباشندּ
ماده ۴۴
همه جمعیتهای زبانی محق اند که به برنامه های بین فرهنگها٬ از طریق پخش اطلاعات کافی دسترسی داشته باشندּ همچنین حق دارند که از فعالیتهایی مانند آموزش زبانشان به خارجیان٬ ترجمه٬ دوبلاژ٬ پست سنکرونیزاسیون و زیرنویسی حمایت نمایندּ
ماده ۴۵
همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که زبان خاص سرزمینیشان (زبان نیاخاکیشان) جایگاه ممتازی را در رویدادها و خدمات فرهنگی (کتابخانه ها٬ کلوبهای ویدئویی٬ سینماها٬ تئاترها٬ موزه ها٬ آرشیوها٬ فرهنگ عامه٬ صنایع فرهنگی و در همه دیگر نمودهای حیات فرهنگی) اشغال نمایدּ
ماده ۴۶
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که میراث زبانی و فرهنگی خویش را٬ شامل نمودهای مادی آن مانند مجموعه های اسناد٬ آثار هنری و معماری٬ ابنیه تاریخی و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمایندּ

بخش ششم: محیط اجتماعی-اقتصادی
ماده ۴٧
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که کاربرد زبان خویش در همه فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی در سرزمینهای خود را نهادینه نمایندּ
٢- همه اعضای جمعیتهای زبانی محق اند که برای اجرای فعالیتهای حرفه ای خود٬ به همه وسائط ضروری تهیه شده به زبانشان٬ مانند اسناد و کارهای مرجع٬ دستورالعملها٬ فرمها و تجهیزات کامپیوتری٬ ابزارآلات و تولیدات دسترسی داشته باشندּ
٣- استفاده از زبانهای دیگر در این محیط٬ تنها در صورتی میتواند مورد احتیاج باشد که طبیعت فعالیت حرفه ای نیاز به آنرا موجه سازدּ به همه حال در هیچ شرایطی زبان تازه واردتر٬ نمیتواند موقعیت زبان نیاخاکی را تنزل داده و یا جانشین استفاده از آن گرددּ
ماده ۴٨
١- در درون سرزمین جمعیت زبانی خویش٬ هر کس حق دارد که زبان خود را با اعتبار قانونی کامل در همه معاملات اقتصادی از هر جنس٬ مانند خرید و فروش کالاها و خدمات٬ بانکداری٬ بیمه٬ قراردادهای شغلی و غیره بکار بردּ
٢- هیچ ماده ی از اینگونه مقررات و عقدهای خصوصی٬ نمیتواند کاربرد زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را محدود و یا ممنوع سازدּ
٣- در داخل سرزمین یک جمعیت زبانی٬ هر کس محق شمرده میشود که به همه اسناد لازم برای انجام عملیات فوق الذکر٬ تهیه شده به زبان خویش دسترسی داشته باشدּ اینچنین اسنادی شامل فرمها٬ چکها٬ قراردادها٬ رسیدها٬ صورت حسابها٬ سفارشنامه ها٬ دریافت نامه ها و غیره میشودּ
ماده ۴٩
در داخل سرزمین هر جمعیت زبانی٬ هر شخص حق دارد که زبان خویش را در انواع سازمانهای اجتماعی-اقتصادی مانند تشکیلات اتحادیه ای و سندیکاهای کارگری٬ انجمنهای حرفه ای٬ کارفرمایان٬ اصناف و بازرگانی بکار بردּ
ماده ۵٠
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که زبانشان از جایگاهی ممتاز در تبلیغات٬ آگهیها٬ تابلوها٬ علائم و نشانگاههای بیرونی و به عنوان یک کل در چهره کشور برخوردار باشدּ
٢- در داخل سرزمین جمعیت زبانی٬ هر کس حق دارد به اطلاعات تمام و کامل شفاهی و نوشتاری تهیه شده به زبان خود در باره کالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانی٬ از جمله به نحوه استفاده٬ اتیکتها٬ لیست های مواد سازنده٬ تبلیغات و آگهیها٬ ضمانت نامه ها و غیره دستیابی داشه باشدּ
٣- همه علائم و نشانه های عمومی که تاثیر گذار بر سلامتی اشخاصند٬ به قید آن که پستتر از نشانه های مربوط به زبانهای دیگر نباشند٬ میبایست که اقلا به زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) تهیه شوندּ
ماده ۵١
١- همه کس حق دارد زبان خاص سرزمین خود را در ارتباط با شرکتها و موسسات بازرگانی و نهادهای خصوصی بکار برد و به همان زبان پاسخ و یا خدمت دریافت داردּ
٢- هر کس حق دارد به عنوان یک مشتری٬ مصرف کننده٬ خریدار و یا استفاده کننده٬ از موسسات عمومی٬ اطلاعات شفاهی و نوشتاری تهیه شده به زبان خاص سرزمین خود را (زبان نیاخاکی) دریافت دارندּ
ماده ۵٢
هر کس حق دارد تمام فعالیتهای حرفه ای خویش را به زبان خاص سرزمین خود (زبان نیاخاکی) به انجام رساندּ مگر آنکه طبیعت شغلش کاربرد زبانهای دیگری را الزامی سازد٬ مانند معلمین زبانهای خارجی٬ مترجمین و یا راهنمایان توریستیּ

ملاحظات اضافی
نخست
مقامات دولتی میباید تمام گامهای لازم برای تحقق و جاری شدن حقوق مندرجه در این اعلامیه را در محدوده حوزه صلاحیتهای خویش بردارندּ به طور مشخص تر٬ برای تشویق نمودن تحقق حقوق زبانی جمعیتهایی که آشکارا از جنبه منابع مالی در مضیقه میباشند٬ میبایست منابع مالی بین المللی تدارک دیده شوندּ بنابراین٬ مقامات دولتی میبایست حمایت لازمه برای استانداردیزه شدن٬ ترجمه٬ آموخته شدن و استفاده از زبانهای جمعیتهای گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمایندּ
دوم
مقامات عمومی میبایست مطلع شدن نهادهای رسمی٬ سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشی از این اعلامیه٬ تضمین و تامین نمایندּ
سوم
مقامات عمومی میبایست در پرتو سیستم قانونگذاری موجود٬ مجازاتهائی قابل اجراء برای هرگونه اخلال در حقوق زبانی تشریح شده در این بیانیه برپادارندּ

ملاحظات نهائی
نخست
این اعلامیه بنیانگذاری “شورای زبانها” در بنیه سازمان ملل متحد را توصیه می نماید مجمع عمومی سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنین شورائی٬ تعریف وظائف آن و انتساب اعضای شورا؛ و همچنین عهده دار ایجاد نهادی در قوانین بین المللی برای حفاظت از جمعیتهای زبانی در دستیابی و اعمال حقوق خویش که در این اعلامیه شناخته شده اند خواهد بودּ
دوم
این اعلامیه تشکیل “کمیسیون جهانی حقوق زبانی” را٬ نهادی غیر رسمی و مشاوره ای مرکب از نمایندگان سازمانهای غیر دولتی و دیگر تشکیلات فعال در زمینه قوانین زبانی٬ توصیه و تشویق می نماید
بارسلون٬ ژوئن٬ ١٩٩۶

پاسخ عربستان به درخواست گفتگو با جمهوری اسلامی

 وزیر خارجه عربستان سعودی در پاسخ به درخواست قطر برای گفتگو با جمهوری اسلامی گفته: ما از صلح استقبال می‌کنیم اما این رژیم تهران است که به توافقات خود پایبند نیست.

به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، این مقام سعودی در مصاحبه با شبکه العربیه گفت: گفت‌وگو با رژیم ایران بی‌فایده و درخواست آن با هدف وقت کشی و فرار از بحران‌هایش مطرح شده است.

وزیر خارجه عربستان درباره برجام نیز گفت: ضعف توافقات سابق به خاطر عدم هماهنگی با کشورهای منطقه است. کشورهای اروپایی متوجه نواقص توافق قبلی با رژیم ایران شده‌اند.

وی درباره بحران لبنان نیز گفت: بدون اصلاحات سیاسی و کنار گذاشتن شبه نظامیان حزب الله این کشور شکوفا نخواهد شد.

عادی سازی روابط اسرائیل و عربستان تا پایان سال

یک روزنامه اسرائیلی در گزارشی نوشت که مقامات این کشور اطمینان بالایی دارند که روابط تل‌آویو و ریاض تا پایان سال 2021 عادی‌سازی خواهد شد.

جروزالم پست نوشت هنگامی که نظرسنجی‌ها به صورت درست پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات را پیش بینی کردند، سعودی‌ها با وجود آنکه همچنان خواستار عادی سازی روابط با تل‌آویو بودند اما ضرورتا به دنبال این اقدام در یک جدول زمانی شفاف نبودند.

این منبع نوشت:سعودی‌ها منتظر نتیجه انتخابات آمریکا بودند و نمی‌خواستند هدیه‌ای به ترامپ بدهند و پس از آن چیزی برای هدیه دادن به دولت بایدن نداشته باشند.

در ماه اکتبر رئیس موساد به اطرافیان خود گفته بود که سعودی‌ها منتظر انتخابات آمریکا هستند اما این امکان وجود دارد که عادی سازی روابط با تل‌آویو را به عنوان هدیه‌ای برای برنده انتخابات آمریکا ارائه دهند.

این روزنامه نوشت: تا پیش از روز انتخابات آمریکا در روز سوم نوامبر (13 آبان) مقامات اسرائیلی درباره عادی سازی روابط با سعودی‌ها مطمئن نبودند اما اکنون این مقامات اطمینان دارند که سعودی‌ها این رابطه را به پیش خواهند برد.

پیشنهاد به بزرگترین کشور مسلمان جهان

مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری توسعه بین المللی آمریکا، تأکید کرد که اگر اندونزی روابطش را با اسرائیل توسعه دهد، این نهاد می تواند کمک مالی به اندونزی را به دوبرابر افزایش دهد.

مدیر این آژانس دولتی که در خارج ار آمریکا سرمایه گذاری می کند در مصاحبه با بلومبرگ گفت که ما با بزرگترین کشور مسلمان جهان در حال گفتگو هستیم، اگر آماده برقراری روابط با اسرائیل باشند، حاضریم به حمایت مالی بیشتری بپردازیم.

این منبع خاطر نشان ساخت که مقامات اسرائیلی و آمریکایی پیش بینی می کنند که کشورهای بیشتری به توافق عادی سازی با اسرائیل بپیوندند، و آمریکا امیدواراست عمان و عربستان سعودی بزودی به این توافق ملحق شوند.

این در حالیست که مراکش نیز حدود ده روز پیش روابط خود با اسرائیل را به طور رسمی، علنی کرد و با اسرائیل به توافق آشتی و همکاری رسید و روز گذشته یک هیات بلندپایه اسرائیلی، همراه با مقامات ارشد آمریکایی به رباط رفتند که جزئیات همکاری ها بین دو کشور را مشخص سازند.

اظهارات مهم یک مقام اسرائیلی

رهبر حزب آبی و سفید در اسرائیل، بنی گانتس در یک گفتگوی رسانه ای، با سپردن بخشی از اورشلیم به هدف برپایی پایتخت کشور مستقل فلسطینی جانبداری کرد و با ضمیمه کردن بخشی های مهمی از خاک کرانه باختری به اسرائیل مخالفت ورزید.

به گزارش رادیو پیام اسرائیل، این سخنان، که برای نخستین بار از زبان بنی گانتس بیان می گردد، نشان می دهد که او با جناح راست گرای صحنه سیاسی اسرائیل اختلاف نظر اساسی دارد و می توان او را یک سیاستمدار میانه رو نامید که با برپایی کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل مخالفتی ندارد.

گفته می شود که نتانیاهو قصد داشت برنامه الحاق نوار ساحل غربی رود اردن به خاک اسرائیل را عملی سازد و احساس می کرد که از حمایت دولت ترامپ نیز برخوردار است. ولی با به میان آمدن امکان برقراری صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی این برنامه راکد گذاشته شد.

ژنرال نیروهای ذخیره بنی گانتس که در گذشته رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل بوده و اکنون در سمت وزیر دفاع و جایگزین نخست وزیر مقام حساسی دارد، در مصاحبه ای که برای نخستین بار با روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن به عمل آورد، فاش ساخت که از دیدگاه او می توان بخشی از اورشلیم را به برپایی پایتخت کشور مستقل فلسطینی اختصاص داد.

بنی گانتس معمولا فرد کمک حرفی است که به مصاحبه های رسانه ای علاقه ای ندارد. ولی اهمیت روزنامه الشرق الاوسط که به عربستان سعودی تعلق دارد، و همچنین احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام در اسرائیل، ممکن است مشوق او در بیان این سیاست بوده که در رسانه های اسرائیلی بازتاب گسترده ای داشت.

این اظهارات همچنین در حالی بیان می شود که عربستان سعودی پیش تر اعلام بود که عادی سازی رابطه با اسرائیل بدون تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی ممکن نخواهد بود.

حذف محتوای ضد یهود از کتب درسی عربستان سعودی

یک اندیشکده اسرائیلی که بر محتوا‌های درسی مدارس سراسر جهان نظارت می‌کند در گزارشی نوشته عربستان سعودی محتوا‌هایی که حاوی حس تنفر از دیگران از جمله مسیحیان، یهودیان یا همجنسگرایان بوده را از کتب درسی دانش‌آموزان خود حذف کرده است.

مجله آمریکایی «تایم» به نقل از این اندیشکده اسرائیلی به نام «مؤسسه نظارت بر صلح و سازگاری فرهنگی در آموزش مدارس» نوشته: عربستان در آخرین مجموعه کتاب‌های درسی خود، برای اولین بار بخش‌هایی را که خواستار صدور حکم اعدام برای غیرمؤمنان شده و بخش‌های پیش‌بینی کننده جنگ آخرالزمان را که مسلمانان، همه یهودیان را خواهند کشت، حذف کرده‌اند.

همچنین بر اساس گزارش این اندیشکده مطالب ضدیهودی مبنی بر اینکه «نیرو‌های یهودی» جهان را اداره می‌کنند و در نظر دارند قلمروی اسرائیل را از رود نیل تا رود فرات گسترش دهند، دیگر در متون کتاب‌های درسی عربستان وجود نخواهد داشت.

این تغییرات همچنین شامل حذف بیشترین محتوا‌های مربوط به «جهاد» است که مجله تایم آن را مبارزه علیه دشمنان اسلام تعریف کرده و نوشته این کلمه در جهان اسلام تعریف‌های دیگری دارد.

مدیر عامل این اندیشکده دلیل تغییر این مواد درسی در عربستان را گرایشات روز توصیف کرده و گفته: «ما شاهد یک تغییر قابل توجه و یک اقدام واقعی و بنیادی در بالاترین سطوح هستیم که برای ایجاد تغییر و به منظور مدرن‌سازی برنامه‌های درسی و حذف اهانت‌ها انجام می‌شوند.»

وی گفت: در سال های گذشته مواد درسی عربستان با محور آماده کردن دانش‌آموزان برای جهاد و شهادت تدریس می‌شده که در آن یهودیان و مسیحیان را «دشمنان اسلام» می دانست و می گفت که کافران «اعمال خوبی ندارند» و برای همیشه در جهنم خواهند بود.

تازه ترین اظهارات زیباکلام درباره اصلاح طلبان بی‌آبرو

 صادق زیباکلام در گفتگویی مفصل با “انصاف نیوز” گفته است که بعد از سال ها او عاقبت پی برده که انتخابات در جمهوری اسلامی بی معنا است، اصلاح طلبان دیگر آبرو و اعتباری در نزد مردم ندارند و در سال ١۴٠٠ نیروهای تندرو پس از قبضه کردن کامل قدرت احتمالاً با جو بایدن سازش می کنند.

به گزارش رادیو فرانسه، زیباکلام در این مصاحبه گفته است که “انتخابات ١۴٠٠ مرده‌ای است که هیچ طور نمی شود زنده‌اش کرد” و آن ٢۴ میلیون‌ نفری را که به حسن روحانی رأی دادند “دیگر با جرثقیل هم نمی‌شود پای صندوق رأی برد.” به همین خاطر زیباکلام حتا صحبت کردن دربارۀ انتخابات در جمهوری اسلامی و “انتخابات ١۴٠٠ را اتلاف وقت” می داند، چون، به گفتۀ او، “انتخاباتی به آن معنا در کار نخواهد بود.”

صادق زیباکلام سپس گفته است که بی اعتباری انتخابات فقط شامل تهران نمی‌شود، در مشهد، اصفهان، شیراز و دیگر جاها وضع به همین نحو است یعنی دیگر “مردم نمی‌روند در انتخابات شرکت کنند” و دیگر هیچ طور نمی‌شود انتخابات “را احیاء کرد و به آن آبرویی داد.”

زیباکلام یادآور شده است که در آخرین انتخابات مجلس شورای اسلامی، نمایندگان اصلاح طلب حتی پنج درصد رأی هم نیاوردند. او می‌گوید “تتمه آبروی اصلاح طلبان را روحانی” یا در واقع حمایت اصلاح طلبان از جمله خود او از روحانی برد و سپس روی واژه “تتمه” هم “خیلی تأکید” می‌کند و معتقد است : گویاترین بیان این بی آبرویی شعار مردم در اعتراض‌های خیابانی دی ماه ٩۶ بود که می‌گفتند : “اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا”.

زیباکلام سپس افزوده است که گر چه خود او در آغاز فکر می‌کرد که این شعار ماندگار نشود، “ولی با کمال تأسف و تعجب باید بگوید که این شعار ماند.”

صادق زیباکلام اکنون معتقد است تا زمانی که نظارت استصوابی هست شرکت در انتخابات در ایران بی معنا است. او می گوید : “من می دانم که رئیس جمهور کاره‌ای نیست، رئیس مجلس کاره‌ای نیست، رئیس قوۀ قضائیه کاره ای نیست و قدرتی ندارند.” زیباکلام حالا متوجه شده که در مقابل این باصطلاح منتخبان بی قدرت “دیگر نیروهای قدرتمندتری وجود دارد که ٢۴ میلیون که سهل است، ٢۴٠ میلیون نفر هم در انتخابات شرکت کنند اجازه نمی دهند یک میلیمتر به دموکراسی نزدیک شوید.”

او سپس گفته است : “من تا دیروز فکر می‌کردم از طریق صندوق رأی می توانیم به دموکراسی [نزدیک] شویم. حالا به این نتیجه رسیدم که نه، نمی گذارند.”

بایدن؛ نخستین حمله مزدوران سپاه به نیروهای آمریکایی

 چند روز پس از آغاز به کار دولت بایدن در آمریکا شب گذشته منابع خبری از حمله راکتی به یک پایگاه آمریکا در عراق خبر دادند. ظاهرا این حمله به پایگاه نظامی “ویکتوریا” به نزدیکی بغداد بوده است.

پس از این حمله، هواپیماهای آمریکایی به طور مستمر در حریم هوایی بغداد به پرداز در آمدند. العربیه گزارش داد که دست کم سه راکت به اطراف فرودگاه بین‌المللی بغداد اصابت کرده است.

هنوز مقام‌های عراقی در خصوص جزئیات این حملات راکتی ابراز نظر نکرده‌اند. اما شبکه العربیه می‌گوید این نخستین حمله راکتی به سمت نیروهای آمریکایی در دوره ریاست جمهوری جو بایدن محسوب می‌شود.

طبق این گزارش در جریان این حمله راکتی آژیر خطر در فرودگاه بغداد به صدا در آمده است.

همچنین روز گذشته دست کم چهار بار به کاروان نیروهای آمریکایی در عراق حمله شد. گروه «اصحاب الکهف» با صدور بیانیه ای ضمن بر عهده گرفتن حمله به کاروان لجستیک اشغالگران آمریکایی، به آنان هشدار داد.

در این بیانیه که کانال گروه اصحاب الکهف نیز آن را منتشر کرد آمده است: استان «ذی قار» پذیرای شما نیست و در برابر عبور کاروان های شما خواهد ایستاد. بدانید که کاروان هایتان به تلی از خاکستر تبدیل خواهند شد و جاسوسان و خبرچین ها هم برایتان سودی ندارند.

سپاه قدس تحت فرماندهی خامنه‌ ای است

تمام عملیات تروریستی نیروی قدس سپاه پاسداران مستقیما تحت فرماندهی خامنه‌ای اداره می‌شود

به گفته پاسدار ذوالقدر ازسرکردگان سابق سپاه پاسداران و از معاونان کنونی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، عملیات تروریستی نیروی قدس در اختیار سپاه نیست، بلکه مستقیما تحت فرماندهی خامنه ای اداره می‌شود.

به گزارش خبرگاری تسنیم، وی گفت: در سال۱۳۶۸ با فرماندهی مقام معظم رهبری و نیروهای مسلح و با پیشنهاد سپاه، نیروی جدیدی به نام نیروی قدس ایجاد شد. البته باید عرض کنم که رابطه نیروی قدس با سپاه ما یک تعبیری داریم توی ادبیات نظامی فرماندهی هر چند جزیی از سپاه هست، یکی از نیروهای پنجگانه سپاه به حساب می‌آید، یعنی در کنار نیروی زمینی هوایی دریایی و نیروی مقاومت که بعداً به سازمان بسیج عنوانش تغییر پیدا کرد، به‌عنوان سازمان بسیج ولی هویت مستقل یک نیرو را دارد.

وی افزود: نیروی قدس نیروی پنجم سپاه هست به یک معنا، ولی رابطه سپاه با این نیرو رابطه فرماندهی کامل نیست، فرماندهی منهای عملیاتی‌ست، یعنی سپاه مسئولیت پشتیبانی از این نیرو را دارد. بله جزء سپاه هست، وابسته به سپاه هست، ولی عملیات این نیرو در اختیار سپاه نیست، عملیات در واقع مستقیماً تحت فرماندهی فرمانده معظم کل قوا اداره می‌شود از ابتدا هم به همین ترتیب بود هنوز هم این روال ادامه دارد.

وزیر خارجه آمریکا اخیرا در اظهاراتی با اعلام خبر کشته شدن نفر دوم القاعده در ایران گفته بود: همه گزارشها نشان می دهد که این کشور به خانه القاعده تبدیل شده است.

باستان‌شناس؛ زنگ خطرِ حراجِ میراث‌مان به صدا درآمده

 «غفلت از ایجاد یک ساختار قویِ علمی و اجرایی در میان برخی کشورها که با صرف میلیاردها دلار برای خودشان تاریخ می‌سازند، زنگ خطرِ «بر باد رفتن تمام این ذخایر ملی و سرمایه‌های پایدار این نسل و نسل‌های آینده کشور» را قوی‌تر به صدا درآورده است.

به گزارش ایسنا، محوطه‌های تاریخی شناسایی شده و نشده‌ی زیادی در نقاط مختلف کشور در طول سال‌های گذشته آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به خود دیده‌اند که نمونه‌هایش در طول سال‌های گذشته کم نبوده‌اند. چه محوطه‌های تاریخی که به دنبال طرح‌های سد سازی و عمرانی دیگر با انجام عملیات‌های نصفه و نیمه کاوش‌ِ نجات‌بخشی شدند تا دست‌کم تمدن و یافته‌هایشان نجات‌ پیدا کند از «سیوند» و «سیمره» گرفته تا «چم‌شیر» و «پیغام‌چای» و «کوچری» چه محوطه‌هایی که ساخت و ساز در عرصه و حریم‌شان چیزی از آن‌ها باقی نگذاشته مانند «مافین‌آباد» اسلامشهر؛ یا محوطه‌هایی که قربانی مردمان نادانسته شده و چوب حراج به پیکرشان خورده مانند «جیرفت»ِ سال‌ها قبل و «بیت‌مشحوت»ِ این روزها که هر بارندگی هجوم بیشتری از قاچاقچیان را به آن سو می‌کشاند و حتی محوطه‌هایی مانند «چگاسفلی»، «جوبجی»، «ارجان»، «شوش»، «چغامیش» و «چغاگاوانه» که مدیریت‌های شهری برای‌شان داستان‌های جدیدی ساختند و به نامِ توسعه امان‌شان را بریده‌اند.

و حالا همان شده که مدت‌هاست باستان‌شناسان به زبان‌های مختلف و با راهکارهای متفاوت تلاش می‌کنند تا دست‌کم ارزش کارشان را نه تنها به متولیان شهری و دولتی که به مردم نیز بفهمانند چه با نامه‌های سرگشاده‌ای که تا کنون به مسوولان مختلف دولتی نوشته‌اند و چه به متولیان میراث فرهنگی و از لزوم توجه به میراث فرهنگی و محوطه‌های تاریخی سخن گفته‌اند.

این بار علی اصغر نوروزی – دانش‌اموخته کتری باستان شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشکده باستان‌شناسی – از متولیان میراث فرهنگی و باستان شناسی کشور در خواست ایجادِ «سازمان باستان شناسی» را جدای از تشکیلات مرتبط با پژوهشگاه میراث فرهنگی دارد تا شاید این‌بار بتوان نقش موثرتری برای باستان‌شناسی کشور و محوطه‌های تاریخی بازی کرد.

این باستان‌شناس ایجاد «سازمان باستانشناسی» را نیازی اساسی برای آینده کشور می‌داند و با بیان این‌که ایران در قلب خاور میانه و در مرکز هلالی است که گهواره و بستر تکامل فکری و تکنیکی انسان هوشمند شناخته می‌شود، ادامه می‌دهد: این منطقه زادگاه تمدن و خاستگاه اولین حکومت‌ها و امپراطوری‌هاست. از سوی دیگر گوشه و کنار ایران پر از آثار و شواهد باستانی است که روایت کننده حرکت انسان از گذاشتن نخستین خشت خام بر خاک تا بناهای شگفت انگیز مختلف در کشور است.

.این باستان‌شناس با بیان این‌که ایران را «بهشت باستان‌شناسی» نامیده‌اند، می‌گوید: یکی از مهمترین دل مشغولی‌های انسان معاصر دانستن درباره داستانِ آمدن و شدن تبارش در تاریخ است، اتفاقی که در دهه‌های گذشته و در اوج جریان‌های سیاسی برای مدتی دستاویز برخی گروه‌ها بود.او باستان‌شناسی را مصداق «قل سیرو فی الارض …» و شناخت انسان از طریق مطالعه آثار انسان از آدم تا خاتم می‌داند و تاکید می‌کند: شناساندن درست این علم و رسالتِ آن و فواید فراوانش و حمایت و هدایت آن می‌تواند متضمن فواید و منافع فراوانی برای کشور باشد که از آن غفلت شده است.

به اعتقادِ وی ‌نقش تاریخ‌سازی، فرهنگ‌سازی، هوش و ذکاوت ایرانیان در دوره‌های پیش و پس از اسلام به استناد میلیون‌ها اثر باستانی در جغرافیای ایرانِ فرهنگی غیر قابل انکار است.او همچنین با تاکید بر این‌که فارغ از اوضاع نابسامان گشت و گذار و سیر و سیاحت و جستجو و پژوهشی که در دوران کرونا جهان را در خود گرفته، شناختن و دیدن مظاهر حرکت بشر از آغاز تا فرجام علاقه و آرمان بسیاری از انسان‌هاست، می‌افزاید: آن بستری بزرگ و گنج و معدنی تمام ناشدنی برای ایران و همسایگانی مانند عراق و ترکیه و مصر و حتی یمن فراهم کرده است.

این دانش‌آموخته دکتری باستان‌شناسی این اتفاق را برای رونق بخشیدن به شناسایی، کاوش و بازسازی مظاهر مادی میراث فرهنگی مانند تپه‌ها و محوطه‌ها و بناهای تاریخی و مظاهر معنوی و ناملموس آن می‌داند و ادامه می‌دهد:‌ آیین‌ها و اعتقادات و آداب و رسوم و سنت‌های به یادگار مانده‌ی گذشتگان می‌توانند باغی بسازند که از ثمره‌ی آن نیز مردمان گوشه وکنار کشور و هم پژوهشگران و باستان شناسان و در کل اقتصاد و معیشت علم و فرهنگ و هنر کشوربه انتفاعی پایدار دست یابند.

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری از سرنوشت آن

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری مردمان از سرنوشت آنهاا بنا بر گزارش «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» روز گذشته (نهم جولای 2020) این یگان توانسته است اشیایی را «با قدمت هزاره اول و دوم قبل از میلاد و تا دوران اسلامی» در استان کرمانشاه از چنگ «حفاران غیرمجاز» بیرون بیاورد.

به گفته سردار رحمت اللهی فرمانده ی این یگان، در پی خبرهایی که از سوی «دوستداران میراث فرهنگی مبنی بر جابه جایی و نقل تعدادی شئی تاریخی» به آن ها رسیده بود توانستند دزدان اشیای تاریخی را دستگیرو مقداری از آثار با ارزش را از آن ها پس بگیرند. (1)

در میان این آثار که حدود 167 قلم هستد، تعدادی جام، کاسه های مفرغی، عطردان، تبرزین، سر پیکان، دستنبد، سنجاق قفلی، آویزه های تزئینی و جواهراتی چون گوشواره و انگشتر با ارزش وجود دارند.

بر اساس آن چه که در شانزده سال اخیر همراهان «بنیاد میراث پاسارگاد» از ایران گزارش داده اند «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» با وجود کمبود نیرو و بودجه تا کنون به خوبی کار کرده است. اما از آنجایی که کارشان با تحویل این آثار کشف شده به ادارات میراث فرهنگی تمام می شود، دیگر کسی از سرنوشت این آثار (که سالانه هزارها قلم بوده اند) با خبر نیست. و در بیشتر اوقات نیز حفاران دستگیر شده بلافاصله به وسیله ی مقامات مسئول آزاد شده اند.

با این حال تا شش هفت سال پیش وقتی آثاری کشف می شد حداقل خبرنگاران می توانستند از آن ها عکس بگیرند و یا خود سازمان میراث فرهنگی عکسی از آن ها را منتشر می کرد. اما اکنون جز خبری که یگان حفاظت به رسانه ها می دهد، هیچ مدرکی در دست نیست تا مردمان ایران، که مالکین اصلی میراث فرهنگی و تاریخی خود هستند از وضعیت آن با خبر باشد.

پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد به یگان حفاظت این است که آن ها قبل یا همزمان با تحویل این آثار به ادارات میراث فرهنگی عکسی از یافته های خود را در اختیار رسانه ها و مردم ایران بگذارند، شاید با این عمل جلوی چپاول بعدی و یا ناپدید شدن اشیای تاریخی گرفته شود.

ایران؛ واشنگتن پست: بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد

واشنگتن پست در سرمقاله خود نوشت: جو بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد، سیاست خارجی می‌تواند محل خوبی برای شروع این کار باشد.

این منبع نوشت: آنتونی بلینکین نامزد وزارت‌ خارجه در جلسه استماع سنا، هیچ ‌کدام از آرزوهای دولت اوباما برای میانه‌روی در رژیم ایران را ارائه نداد و تأیید کرد تهران کماکان اصلی‌ترین حامی تروریسم در جهان است و باید مواجه با تحریم‌ها باشد

بلینکن در سخنانی در مجلس سنا وعده داد که با همکاری کنگره برای تشکیل یک جبهه متحد برای مقابله با چالش رژیم ایران تلاش خواهد کرد.

وی گفت: رئیس‌جمهور منتخب معتقد است که اگر رژیم ایران به توافق بازگردد ما هم به این توافق برمی گردیم، اما از این مسئله، همراه با متحدانمان که بار دیگر با ما همراستا می‌شوند به عنوان سکویی برای دستیابی به یک توافق قوی‌تر و رسیدگی به مسائل دیگر به خصوص مسئله موشکی و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده تهران استفاده خواهیم کرد.

بلینکن در ادامه اضافه کرد: حالا که این گفته شد، باید بگویم که با این نقطه فاصله زیادی داریم. باید ببینیم بعد از اینکه رئیس‌جمهور منتخب سر کار می‌آید، رژیم ایران چه اقداماتی انجام می‌دهد و آماده انجام چه اقداماتی است، بعداً اگر آنها می‌گویند که به پایبندی برجام برگشته‌اند باید ارزیابی کنیم ببینیم آیا به وعده‌هایشان عمل کرده‌اند یا خیر.

او در ادامه تصریح کرد که در خصوص برجام با نماینده‌های کنگره و همچنین اسرائیل و کشورهای عربی منطقه رایزنی خواهد کرد.

بلینکن گفت: بله، ما حتما با شما (نماینده‌های کنگره) مشورت خواهیم کرد. فکر می‌کنم همان‌طور که رئیس (کمیته روابط خارجی مجلس سنا) گفت مهم است که در آغاز این فرایند و نه پایان آن، با متحدان و شریکانمان در منطقه از جمله اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هم تعامل کنیم..

«آوریل هینس»، گزینه پیشنهادی «جو بایدن» برای تصدی سمت مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز در اظهاراتی مشابه گفته بود که آمریکا با بازگشت به برجام فاصله زیادی دارد.

او در پاسخ به سئوال یک سناتور که درباره سیاست تیم بایدن در خصوص برجام سئوال پرسید گفت: به صراحت بگویم فکر می‌کنم فاصله زیادی تا آنجا داریم و فرصت خواهیم داشت تا با کنگره در خصوص این موضوعات رایزنی کنیم.

«لیود آستین» ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و گزینه موردنظر «جو بایدن» برای وزارت دفاع نیز گفت: رژیم ایران به مثابه تهدیدی علیه متحدان آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی ما مستقر در این منطقه بشمار می‌رود.

وی افزود: رژیم ایران همچنان یک عنصر برهم زننده ثبات در منطقه است و تهدیدی علیه شرکای آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی بشمار می‌رود که آمریکا در منطقه مستقر کرده است..

این مقام نظامی آمریکا در ادامه گفت: چنانچه رژیم ایران درصدد دستیابی به توان و قابلیت هسته‌ای باشد، حل و فصل اکثر مشکلات در منطقه دشوارتر خواهد شد».

«جیک سالیوان» گزینه تصدی سمت مشاور امنیت ملی آمریکا پیش تر گفته بود که تصور رفع تحریم‌ها از سوی ایالات متحده بدون اطمینان از ورود رژیم ایران به مذاکراتی که در آن موضاعاتی مثل راستی آزمایی و برنامه موشکی را شامل می‌شود، اشتباه است.

شمار بازداشت‌های گسترده در کردستان به ۶۷ نفر رسید

 شمار بازداشت شدگان در شهرهای کردستان هر لحظه افزوده می‌شود. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد که شمار کسانی که طی دو هفته اخیر توسط نیروهای امنیتی حکومت بازداشت شدند، به بیش از ۶۷ نفر رسید.

بر اساس این گزارش، روز سه‌شنبه ۳۰دی ۴شهروند در پیرانشهر بازداشت شدند. یکی از بازداشت‌شدگان به نام پشتیوان نبی زرگتن فردی ۳۷ساله بود که بعد از بازداشت به مکان نامعلوم منتقل شد.

همین طور در روز پنجشنبه ۲بهمن یک شهروند کرد اهل بوکان به نام «محی‌الدین شامه» توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلوم منتقل شد. روز سه‌شنبه حداقل ۱۹نفر در بوکان بازداشت شدند.

مقام‌های حکومتی تاکنون هیچ دلیلی برای این بازداشت‌ها و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده ارائه نکردند. روز پنجشنبه نیز یک نفر به نام عطا (شمال) رحمان‌زاده در سقز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بنا به آمار هه نگاو از ابتدای موج اخیر بازداشت در کردستان حداقل ۶۷نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدند. این بازداشت‌ها در شهرهای بوکان، ربط، نقده، مهاباد، مریوان، سنندج، کلاترزان، سروآباد، پیرانشهر و کرمانشاه صورت گرفت.

خبرهای رسیده حاکی است که در این بازداشت‌ها از حداقل‌های حقوق متهمان هم خبری نبود. آنان از حق داشتن وکیل و اطلاع از نوع اتهام، نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری محروم بودند.

بازداشت و هتک حرمت یک شهروند کُرد یارسانی

یک شهروند کُرد یارسانی در شهرستان ساوه از توابع استان مرکزی با دستور بازپرس دادسرای این شهر بازداشت و مورد بی‌احترامی قرار گرفته به نحوی که در صدد اقدام به خودکشی برآمده است.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ (۱۲ ژانویه ۲۰۲۱)، یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان (اهل حق) باهویت ”جواد احمدی“ که اهل کرمانشاه و ساکن ساوه می‌باشد، به اتهام فروش اموال مسروقه (مال خری) بنابه دستور بازپرس شعبه یک دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه بازداشت شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس عباس زین‌العابدین وقتی متوجه شده که آقای احمدی شهروند کُرد و از پیروان آیین یارسان هستند، در جلسه تفهیم اتهام با وجود انکار نسبت به تمامی اتهامات وارده و معرفی خریدار و فروشنده ثانویه ضمن بی‌احترامی و توهین به کُردها و پیروان آیین یاری دستور به بازداشت آقای احمدی و معرفی ایشان به زندان می‌دهد.

این منبع در ادامه اعلام کرد که بازپرس همانجا و در حضور دیگر افراد گفته است که دستور می‌دهم سیبیل(شارب) شما را بزنند و این در حالی بوده که به یارسانی بودن و تقدس سیبیل نزد یارسانی‌ها واقف بوده است.

یکی از فعالین یارسانی نیز در اینباره به خبرنگار هه‌نگاو اعلام کرد که، روز چهارشنبه پس از آنکه سیبیل جواد احمدی توسط ماموران زندان ساوه زده شده، با صدور قرار وثیقه سنگین موقتاً آزاد شده است.

این منبع همچنین اظهار داشت که آقای احمدی عاجزانه از مسئولین زندان خواسته‌ است که از زدن سیبیل وی خودداری کنند، زیرا داشتن سیبیل برای پیروان یارسان مقدس و داشتن سبیل برای مردان از واجبات محسوب می‌شود. با این حال سبیل وی را زده و اکنون وی در وضعیت نامناسب روحی به سر می‌برد و قصد خودکشی داشته است که با حضور نزدیکان و دلجویی از وی تاکنون مانع از اقدام به خودکشی وی شده‌اند.

داشتن سبیل مهر “مور”بر مردان یارسانی واجب میباشد در باور یارسان داشتن سبیل مهر “مور”رمز ورود به داخل جم و جمخانه می‌باشد”جمخانه”مکانی برای راز و نیاز با صاحبکرم است.

گفتنیست که خرداد و تیرماه سال ۱۳۹۲ (تابستان ۲۰۱۳)، پس از آنکه ماموران زندان همدان سبیل یکی از پیروان آیین یارسان را به آتش کشیده بودند، چندین شهروند یارسانی در شهرهای مقابل فرمانداری همدان و ساختمان مجلس در تهران اقدام به خودسوزی کردند که سه نفر از آنها به نام‌های حسن رضوی، نیک‌مرد طاهری و محمد قنبری جانشان را از دست دادند.

شایان ذکر است دولت ایران بر اساس میثاق حقوق مدنی و سیاسی که رسماً ملحق شده مکلف به رعایت آزادی و نمادهای مقدس ادیان مختلف است، لیکن از بدو استقرار جمهوری اسلامی همواره هویت مذهبی و اتنیکی پیروان یارسان را انکار و نقض نموده است.

اطلاعیه ۱۵۶۷ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

جنبش دانش آموزی1401 ایران همبستگی دانش ‌آموزان با اعتراضات سراسری در ایران در اعتراضات سراسری زن، زندگی، آزادی 1401 که منجر به کشته شدن بیش ...