‏نمایش پست‌ها با برچسب #فرقه ی دزدان و اختلاس گران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #فرقه ی دزدان و اختلاس گران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ بهمن ۳, جمعه

 


دارویی که باید به دست مردم می‌رسید کجاست؛ پاسخ



دارویی که باید به دست مردم می‌رسید به عراق و ترکیه قاچاق می‌شود

یکی از اعضای کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی در شبکهٔ۵ صداوسیما فاش کرد دارویی که با ارز ۴۲۰۰تومانی وارد می‌شود، توسط باندهای دست‌اندرکار به کشورهای همسایه قاچاق می‌شود.

مجتبی رضاخواه در پاسخ محری گفت: ببینید دارو مثلا یکی از اقلامی است که بالاخره لازم است ما برایش سیاست‌های حمایتی داشته باشیم اما چه اتفاقی افتاده؟ قاچاق معکوس شده یعنی چی؟ یعنی ما یارانه دادیم که داروهای مورد نیاز کشور به‌دست مردم برسد یک دفعه دیدیم نه، دارد قاچاق میشه به عراق و ترکیه و کشورهای دیگه، خب ببخشید مگه ما مسئول تهیه داروی کشورهای دیگه هستیم؟. .

مجری: یعنی می‌گویید قطعاً و یقینا دولت هدفش کنترل بازار نبوده بلکه رسیدگی به پسر خاله‌اش و اینها بوده؟ با قطعیت به این نتیجه رسیدید؟.

رضاخواه: «من شکی ندارم.

 


دعوای روحانی و پاسدار قالیباف دوباره بالا گرفت



آقای روحانی هفت سال بودجه را به نفع دلال‌ها و رانتخواران بسته اید

قالیباف طی سخنانی روحانی را متهم کرد که هفت سال بودجۀ کشور را به سود “دلال‌ها و رانتخوارها” بسته است و در عوض “گرانی و بیکاری” سهم مردم کرده است.”

به گزارش رادیو فرانسه، رئیس مجلس شورای اسلامی، حسن روحانی را متهم کرد که به اصلاح لایحۀ بودجه سال آینده توسط مجلس واکنش عصبی نشان داده، زیرا، به گفتۀ قالیباف مجلس قصد دارد از طریق اصلاح بودجه جلوی “عواید نورچشمی‌ها” را بگیرد و بودجۀ کشور را صرف “بهبود معیشت” مردم کند.

پیشتر حسن روحانی نمایندگان مجلس شورای اسلامی را تازه‌کار و بی تجربه خوانده و گفته بود : “لایحۀ بودجه جای ادبیات غیراقتصادی و غیرکارشناسی نیست. جای اتهامات و این جور چیزها نیست.”

.” روحانی”ادبیات مجلس” را در نقد و بررسی لایحۀ بودجۀ سال ١۴٠٠ “ناپسند”، “سیاسی” و “شعار” خوانده بود، هر چند خود او نیز اعتراف کرده بود که طرح دو میلیون و سیصد هزار بشکه نفت در بودجۀ سال آینده چیزی جز “شعار” در مقابل دولت آمریکا نبوده است.

در پاسخ به همین سئوال، حسن روحانی گفته است : “خواستیم به دنیا اعلام کنیم فشار حداکثری شکست خورد، تحریم شکست خورد، می خواستیم این را بگوییم […]. ما داریم به دنیا پیام می‌دهیم و می گوییم ترامپ شکست خورد، داریم می‌گوییم فشار حداکثری و تروریسم اقتصادی شکست خورد.”

حسن روحانی در جای دیگری از سخنانش اصلاح ارقام بودجه توسط مجلس به ویژه در زمینۀ درآمدهای نفتی را به “چشم بندی” تشبیه کرد و خطاب به نمایندگان مجلس گفت : “هر کس که چهار عمل اصلی را بلد باشد همین کلاس دوم دبستان باشد می‌تواند محاسبه کند که شما چه کار کردید.”

۱۳۹۹ بهمن ۲, پنجشنبه

 

چرخه جنایت و خشونت جمهوری اسلامی را متوقف کنید



سازمان عفو بین‌الملل در سومین سالگرد اعتراضات دی ماه ۹۶ از جامعه جهانی خواست تا با تشکیل یک نهاد تحقیقاتی مستقل امکان ادامه «چرخه خونریزی» توسط جمهوری اسلامی را ندهد.

این سازمان حقوق بشری خواهان تاسیس یک نهاد تحقیقاتی بین‌المللی و مستقل توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل شد تا وقایع دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ در ایران مورد بررسی بی‌طرفانه قرار گیرد.

این نهاد مستقل و غیردولتی در بیانیه خود بر «ضرورت اجرای عدالت در حق دهها معترض از جمله کودکانی که توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در سراسر کشور کشته شدند» تاکید می‌کند.

به گزارش رادیو آلمان، سازمان عفو بین‌الملل در ادامه بیانیه خود ضمن یادآوری «بازداشت خودسرانه هزاران معترض در جریان اعتراضات، ارتکاب شکنجه و سایر رفتارهای غیرانسانی، بیرحمانه و تحقیرآمیز علیه بازداشت‌شدگان» صدور حکم اعدام برای برخی بازداشت‌شدگان این اعتراضات را محکوم کرده و خواهان «حقیقت‌یابی و دادخواهی» شده است.

به گفته این سازمان دستکم یک معترض، به نام مصطفی صالحی در مرداد ۹۹ در ارتباط با اعتراضات دی ۹۶ اعدام شد و پنج معترض دیگر از جمله محمد بسطامی، مهدی صالحی ، هادی کیانی، عباس محمدی و مجید نظری همچنان در معرض خطر اعدام هستند.

در ادامه گزارش های مربوط به این خبر که پیش تر منشتر شده بود را می خوانید

اعتراضات آبان ۹۸؛ چهل سال زندان برای سه جوان!

اعتراضات آبان ۹۸؛ رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات مجموعا به ۴۰ سال زندان محکوم شدند

خبرگزاری هرانا – رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات، سه تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ توسط دادگاه انقلاب دزفول مجموعا به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این شهروندان هم اکنون بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان مسجدسلیمان بسر می‌برند. یکی از مصادیق اتهامات این شهروندان به آتش کشیدن عکس علی خامنه ای عنوان شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات، سه تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۹۸ به حبس محکوم شدند.

بر اساس این حکم که توسط دادگاه انقلاب دزفول صادر و به این افراد ابلاغ شده است، رعد حمدانی از بابت اتهام محاربه از طریق به آتش کشیدن پمپ بنزین و عکس علی خامنه ای به ۲۰ سال حبس تعزیری و قصی خسرجی و سجاد دبات به اتهام محاربه از طریق مشارکت در به آتش کشیدن پمپ بنزین و عکس علی خامنه ای هر یک به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

رعد حمدانی، قصی خسرجی و سجاد دبات آبان‌ماه سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان شوش بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شدند. آنها نهایتا مدتی بعد با پایان بازجویی‌‌‌ها به زندان مسجد سلیمان منتقل شدند. این شهروندان هم اکنون بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان مسجد سلیمان بسر می‌برند.

گفته می‌شود که این شهروندان در زمان بازداشت جهت اخذ اعترافات اجباری توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

رعد حمدانی، ۲۳ ساله، قصی خسرجی، ۱۹ ساله، سجاد دبات، ۲۰ ساله هر سه نفر از اهالی شهرستان شوش در استان خوزستان هستند.

روایات تکان‌دهنده شاهدان رفتار بازجویان زندان

یک سال پس از اعتراضات مردمی آبان ۹۸، فضای سیاسی-اجتماعی ایران همچنان متأثر از این اعتراضات و رفتار حکومت در سرکوب و کشتار بی‌سابقه معترضان است. هزاران نفر کشته و بازداشت شدند. بازجویان رژیم خامنه ای با بازداشت شدگان جوان بخصوص دختران کم سن و سال رفتاری تجاوزکارانه داشتند. اما نرگس محمدی فعال حقوق بشر در ایران در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید که جامعه به جایی رسیده که این سرکوب ها دیگر جواب نخواهد داد و باعث عقب نشستن مردم نخواهد شد.

خانم محمدی توضیح می‌دهد: اتفاقاتی که در آبان ماه ۹۸ افتاد خیلی تکان‌دهنده است نه اینکه سال ۶۷ تکان‌دهنده نبود، نه اینکه دهه ۶۰ تکان‌دهنده نبود، نه اینکه قتل‌های زنجیره‌ای که ما الان در آستانه دشنه‌آجین شدن آقای فروهر و پروانه فروهر، آقای مختاری، آقای پوینده و آقای شریف هستیم، ولی به نظر من آبان ۹۸ در تاریخ مبارزات ملت ایران برگ واقعاً سیاهی شد. با این تعداد کشته‌های مردم بی‌پناه و مردم مظلومی که خیلی‌ها گفتند اینها پابرهنه‌ها هستند، خیلی‌ها گفتند اینها گرسنه‌ها بودند و خیلی‌ها گفتند اینها جان‌به‌لب‌رسیده‌ها بودند و این وجدان عمومی جامعه ما را به درد آورد. این وقایع باعث شد که یک مرزبندی جدی شکل بگیرد و پررنگ‌تر شود. این مرزبندی قابل کتمان هم نیست و مرزبندی مردم و حکومت روشن‌تر و واضح‌تر شد.

نرگس محمدی در بخشی از این گفت‌وگو از رفتار بسیار خشونت‌آمیز با زنان و دختران بازداشت‌شده در جریان اعتراضات آبان ۹۸ می‌گوید:

رفتار بسیار خشونت‌آمیزی در بازجویی‌ها با دختران جوان شده بود و اینکه یک بازجو تا این حد جسارت داشته باشد که در اتاق‌های بازجویی با یک دختر کم سن و سال تنها این میزان از خشونت را به کار بگیرد -البته من تا قبل از آن هم در آن بند شاهد بودم که افرادی از بندهای امنیتی می‌آمدند و چیزهایی را می‌گفتند که متأسفانه می‌شد حدس زد که هیچ‌گونه نظارتی در بندهای امنیتی وجود ندارد و این اتفاقات می‌افتد- ولی اینکه با یک فرد غیر سیاسی یک دختر خیلی جوان که برحسب اتفاق وقتی از آن خیابان رد می‌شد چند دقیقه‌ای مکث کرده بود و بعد منجر به بازداشتش شده بود چنین برخوردی را کرده بودند، و آن روحیه بسیار آسیب‌دیده و لرزانی که این دختر داشت و مدام در آغوش ما بود اینقدر که این بچه ترسیده بود. اینها چیزهایی بود که به خصوص بعد از اعتراضات ۹۸ ما آنجا شاهد بودیم. البته زندان خیلی سعی می‌کرد که ما در معرض این آدم‌ها قرار نگیریم اما اینقدر شتاب‌زده عمل می کردند و اینقدر بی نظمی حاکم بود که گاهی این اتفاقات می افتاد و ما به طور ملموس و رودررو با این آدم‌ها مواجه می‌شدیم و می‌فهمیدیم که میزان خشونت به کار رفته تا چه حدی است

نرگس محمدی آذر ماه ۹۸ در نامه‌ای از زندان اوین به تشریح وضعیت دختری ۲۰ ساله که از وزرا به اوین منتقل شده بود پرداخته و نوشته بود که حین بازجویی یا بهتر بگویم اعتراف‌گیری، مرد بازجو از موهایش گرفته و کشیده بود و فحش‌های رکیکی داده بود که رویش نمی‌شد تکرار کند. کمربند دور کمرش را باز کرده و به میز و صندلی کوبیده بود تا دختر جوان ترسیده و هر چه می‌خواهد را به دوربین بگوید، نه یک بار بلکه چند بار. او که چون بسیاری از هم‌نسلانش موفق به تحصیل در دانشگاه نشده و به کار مشغول بود، به زندان قرچک و میان متهمان قتل و مواد مخدر و… منتقل شد.

خانم محمدی همچنین در این نامه به تشریح وضعیت جوانی کم سن و سال از اسلامشهر تهران پرداخته بود که «تیر خورده» و «خونریزی، عفونت و تورم غیر قابل تصور پا» او را از پای درآورده است.

خانم محمدی که این فرد را در بهداری زندان اوین دیده بود نوشته بود که این جوان که از سلول انفرادی به بهداری آورده بودند به او گفته است: «از روزی که بازداشت شده‌ام حتی بتادین هم روی زخمم نریخته‌اند.

روزی که مردم ایران شعار سرنگونی خامنه‌ای را سر دادند

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی خبر از راه‌اندازی یک وب‌سایت ویژه در ارتباط با سرکوب خونین اعتراضات مردم ایران در نوامبر سال گذشته (آبان ۹۸) داده است. این وب‌سایت شامل ویدیوهای تایید شده، تصاویر بخشی از قربانیان سرکوب اعتراضات، نام شماری از قربانیان، وضعیت اینترنت و قطع آن در روزهای حساس سرکوب است.

به گزارش دویچه وله آلمان، سازمان عفو بین‌الملل خواستار اعزام یک گروه بین‌المللی حقیقت‌یاب در مورد سرکوب این اعتراضات و امتناع حکومت ایران از قطع اینترنت در مواقع بروز رویدادهای مشابه شده است.

این نهاد حقوق بشری در عین حال توصیه‌هایی به شورای حقوق بشر برای اعمال فشار به حکومت ایران کرده است.

سرکوبی که نتیجه نداده است

از ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کشته در عرض شش روز؛ این کارنامه جمهوری اسلامی در آبان ۹۸ است. ولی آیا این کشتار بی‌سابقه که به ظاهر اعتراضات را سرکوب کرد، توانسته خشم نهفته معترضان را نیز پایان دهد؟

از ۲۴ تا ۲۹ آبان ۱۳۹۸ بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک ایران صحنه اعتراضات مردم بود؛ اعتراضاتی که با سه برابر شدن یک‌شبه قیمت بنزین آغاز شد اما به سرعت ارکان نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفت.

شعارها از اعتراض به وضعیت اقتصادی به سمت اعتراضات سیاسی کشیده شد و مردم شعار سرنگونی جمهوری اسلامی را سر دادند و عکس‌های آیت‌الله خمینی و خامنه‌ای را پاره کردند.

خبرگزاری رویترز روز دوم دی ماه آن سال، سه روز پس از سرکوب و در نتیجه فروکش کردن اعتراضات، گزارش ویژه‌ای در این باره منتشر کرد. رویترز در این گزارش به اطلاعات سه منبع نزدیک به بیت رهبری جمهوری اسلامی استناد کرده بود.

این سه منبع تایید کرده بودند که دستور کشتار مستقیما از سوی خامنه‌ای صادر شده است. رویترز نوشت: «علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی با چهره‌ای نگران و نابردبار خود را در انظار نشان داد. او کارکنان ارشد امور امنیتی و دولت را گرد خود جمع کرد و فرمانی با این مضمون صادر کرد: هر کاری می‌توانید انجام دهید تا جلوی آنها را بگیرید.»

خامنه‌ای در این جلسه که روز یکشنبه ۲۶ آبان ۹۸ برگزار شده اظهار کرده است که «جمهوری اسلامی در خطر است. هر کاری می‌توانید انجام دهید تا به این غائله پایان داده شود. شماها این اختیار را از سوی من دارید.»

کشتار و سرکوب معترضان در جمهوری اسلامی بی‌سابقه نیست. اما آنچه کشتار آبان ۹۸ را از سایر سرکوب‌ها جدا می‌کند، ابعاد کمی و کیفی آن است. در آبان ۹۸ اما تا بدانجا پیش رفتند که با هلی‌کوپتر به مردم شلیک کردند و معترضانی را که از ترس تانک‌های نظامی در نیزار پنهان شده بودند به گلوله بستند.

آیا نظام با این کشتار به هدفش رسیده است؟

یک فعال سیاسی خارج کشور می گوید: تاریخ نشان داده که اینگونه سرکوب‌ها باعث انباشت خشم و نفرت می‌شوند. جامعه ایران هم به لحاظ رفتارشناسی سیاسی در طول تاریخ همیشه به گونه‌ای بوده که آرام به نظر می‌رسیده اما در زیر این آرامش نوعی تراکم خشم و نارضایتی وجود داشته، مثل فنری که جمع می‌شود و ناگهان می پرد.

رضا علیجانی می‌گوید جامعه ایران یک جامعه هیجانی است که در حالاتی مایوس و سرد می‌شود و خشمش را جمع می‌کند ولی ناگهان هیجان می‌گیرد و فاصله سردی و گرمیش امری جهشی و ناگهانی است. بنابراین درست است که در کوتاه مدت این اعتراضات را خاموش کردند اما بر خشم و نفرت متراکم و بر فشردگی فنر در حال انفجار افزوده‌اند.

پاسداران خامنه‌ای این جوان ایرانی را هم کشتند

جان باختن نادر مختاری یکی از بازداشت شدگان اعتراضات آبانماه ۹۸پس از ماهها درد و شکنجه در کهریزک. وی به‌ علت ضربات باتوم و وخامت اوضاع جسمی چند ماه در کما بوده است.

به گزارش سایت کلمه، او در روز ۲۹ شهریور جان باخته است. جمهوری اسلامی تاکنون به صورت رسمی گزارش دقیقی از تعداد کشته‌ها و افراد بازداشت‌شده در جریان اعتراض‌ها اعلام نکرده است.

نادر مختاری ۳۵ ساله و از معترضان آبان ۱۳۹۸ در شهر کرج بود. او پس از اعتراضات آبان به مدت یک ماه مفقود شده بود، خانواده او پس از یک ماه وی را در حالی که در کما بوده است در بیمارستان شهدای شهر ری شناسایی و پیدا می‌کنند.

وی بلافاصله قبل از نوروز ۱۳۹۹ و پس از بهوش آمدن ظالمانه به زندان منتقل می شود. او برخلاف نظر پزشکان متخصص و مخالفت شدید خانواده توسط ماموران امنیتی به بازداشتگاه کهریزک (سروش ۱۱۱۱ کنونی) منتقل شد. و در بهداری این زندان، با وضعیتی وخیم بستری و زندانی می‌شود.

ماموران امنیتی با وجود وخامت حال این زندانی اصرار بر نگهداری وی در بازداشتگاه کهریزک (سروش ۱۱۱ کنونی) داشتند. این امر منجر به وخیم‌تر شدن حال وی شده و در نهایت روز شنبه ۲۹ شهریور وی مظلومانه به شهادت رسید.

تاکنون جنازه نادر به خانواده اش تحویل داده نشده ‌است و آنها بشدت تهدید شده‌ و تحت فشار قرار دارند.

در اعتراضات آبان ۹۸ بیش از ۱۵۰۰ تن به شهادت رسیدند و به گزارش عفو بین الملل بیش از ۷هزار نفر بازداشت شدند. گزارش های متعددی از بازداشت و شکنجه افراد مجروح و مصدوم پیش از این در رسانه‌ها منعکس شده بود.

عفو بین‌الملل از انواع شکنجه ها برای بازداشت شدگان آبان ۹۸ گزارش مفصلی منتشر کرده است. شهادت نادر مختاری یکی از این موارد است که با جلوگیری از ریل درمان این زندانی، وزارت اطلاعات و مامورین زندان باعث مرگ وی شده اند.

گزارش عفو بین‌الملل، فساد و بی‌رحمی رژیم ایران را نشان داد

وزیر خارجه آمریکا، تاکید کرد، گزارش تازه سازمان عفو بین‌الملل در خصوص احکام اعدام بعد از محاکمه‌های نمایشی و شکنجه زندانیان و بدرفتاری با نزدیکان آنها در ایران، بیانگر «فساد نظام و وحشیگری آن» است.

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، گزارش سرکوب اعتراضات سراسری آبان ۹۸، را نشانه «فساد و بی‌رحمی» جمهوری اسلامی دانست.

او افزود: «رژیم ایران مردم خود را خوار کرده و به خاطر مطالبه حقوق خود در آزادی بیان و حق تجمع مسالمت‌جویانه، این مردم را مجازات می‌کند.»

پمپئو گفت: «مردم خوب ایران همان چیزی را می‌خواهند که هرکدام از ما می‌خواهیم: صلح،‌ آزادی و خوشبختی».

عفو بین‌الملل: ‌برای حمایت از قربانیان بپاخیزید

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار کلیپی در اینترنت دربارهٔ شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی و اعلام یک هشتگ جدید، از همگان خواست برای حمایت از قربانیان اعتراضات خونین آبان۹۸ بپاخیزند. عنوان آن #بپا خیزید، است.

عفو بین‌الملل هم‌چنین در یک یادداشت توئیتری نوشت: تحقیق جدید در رابطه با رژیم ایران نشان می‌دهد؛ نیروی انتظامی و اطلاعات و مقام‌های زندانها با تبانی قضات و دادستانها علیه دستیگرشدگان قیام آبان۹۸ مرتکب نقض های شوک‌آور حقوق‌بشر شده‌اند.

کیفرخواست خانواده کودکان جان باخته
سرکوب خیزش ‌آبان ۹۸، جنایت علیه بشریت بود!

نهاد کودکان مقدمند: انتشار گزارش۱۲۰ صفحه‌ای سازمان عفو بین‌الملل و نیز جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در باره سرکوب‌های سیستماتیک در جمهوری اسلامی ایران بخوبی نشان می‌دهد که جهان صدای اعتراض به خون کشیده شده مردم ایران علیه جنایات بی‌شمار حکومت اسلامی را دیده و شنیده است. این گزارش مفصل فقط گوشه‌ای از حقایق دردناک و پرونده قطور جنایات حاکمیت جمهوری اسلامی علیه مردم ایران و علیه کل انسانیت در بیش از چهار دهه است.

در سرکوب خونین اعتراضات مردم ایران در آبان‌ماه ۱۳۹۸ در نزدیک به ۲۰۰ شهر و ۲۹ استان در ایران، ده‌‌ها کودک، نوجوان و دانش ‌آموز در خیابانها بیرحمانه به گلوله بسته شدند. اسامی ۲۳ دانش‌آموز پسر و یک دانش آموز دختر توسط خانواده‌‌های آنان علنی شده است که با نشانه گیری و شلیک مستقیم گلوله جنگی جان باختند. آندسته از دانش‌آموزانی که بشدت مجروح شده‌ بودند به جای آنکه به بیمارستانها و مراکز درمانی انتقال داده شوند به بازداشتگاه‌ها و زندانها منتقل گردیدند. ده‌ها مدرسه دخترانه و پسرانه را به بازداشتگاه تبدیل کردند. تعداد قابل توجهی از نوجوانان در یورش‌های شبانه دستگیر و تحت خشن‌ترین و بیرحمانه‌ترین بازجویی‌ها قرار گرفتند‌.

کماکان پس از گذشت نزدیک به یک سال از ‌آن تاریخ هنوز هیچ اطلاع رسمی و مشخصی از جان‌باختگان، مجروحین و دستگیرشدگان و مفقودین حتّی در اختیار خانواده‌‌‌های مضطرب و نگران آنها قرار نگرفته است. وضعیت روانی بسیاری از این خانواده‌های دستگیر شدگانی که بعداً با وثیقه‌های سنگین آزاد شدند بسیار وخیم است. از جمله شکنجه کردن دانش‌آموزان برای گرفتن اعتراف علیه خود و خانواده‌های‌شان متد شناخته شده‌ای که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران علیه متهمین و خانواده‌های آنان بکار می‌بندد و نیز انکار و پنهان نگهداشتن دستیگری دانش‌آموزان و تهدید مداوم خانواده‌‌ها همچنان ادامه دارد.

خانواده‌های داغدیده‌ در ازاء پرداخت مبالغ سنگین به دادستانی توانستند پیکر عزیزان خود را از پزشکی قانونی تحویل بگیرند، تهدید شدند که باید مخفیانه عزیزان خود دفن کنند، حتی نتوانستند مراسم سوگواری برپا کنند و با رسانه‌ای گفتگو کنند. کماکان ابعاد این جنایات هولناک نامعلوم است، جمهوری اسلامی از پذیرفتن جنایات خود سر باز می‌زند و برای فریب افکار عمومی جهانی، با انکار حقایق سعی در مخفی کردن دامنه سرکوب و کشتار مردم در ایران دارد. و اکنون بخشی از مستندات این جنایات سازمان یافته توسط یک منبع معتبر بین‌المللی افشا و انتشار علنی یافته است. جمهوری اسلامی به دلیل جنایت مستمر علیه بشریت و نابودی انسانیت رسوای جهانیان شده است.

اکنون وقت آن رسیده است که کلیه دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی در مقابل این مستندات غیرقابل کتمان در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران، برای همدردی با جامعه زخم دیده و معترض ایران، و همه دستگیر‌شدگان و خانواده‌های آسیب دیده‌ ‌‌آنان، دست به اقدامات عملی بزنند. اولین اقدام باید اخراج جمهوری اسلامی از تمامی نهادها و مراجع بین‌المللی باشد. سازمان‌های مدافع حقوق کودکان و زندانیان سیاسی باید در رأس همه، آزادی کلیه زندانیان سیاسی و همه فعالینی که به جرم دفاع از حق کودکان بیرحمانه در حبس هستند، بیدرنگ آزاد گردند.

از همه نهادهای بین‌المللی می‌خواهیم که در اقدامی عاجل و فوری اخراج جمهوری اسلامی ایران از کلیه نهادهای بین‌المللی به جرم جنایت علیه بشریت را هرچه زودتر عملی کنند. وضعیت اضطراری کودکان و نوجوانان زندانی و فعالین سیاسی مدافع حقوق کودکان، معلمان زندانی در ایران را فوری در دستور خود قرار دهند و جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند تا بیدرنگ کلیه زندانیان سیاسی را آزاد کند.

اسامی دانش‌آموزان کشته شده در خیزش ‌ابانماه ۱۳۹۸

علی غزلاوی، ۱۲ ساله آرمین قادری ۱۳ ساله، امیررضا عبداللهی ۱۳ ساله، نیکیتا اسفندی ۱۴ ساله، محمد داستان‌خواه ۱۵ ساله، جواد بابایی ۱۵ ساله، رضا نیسی ۱۶ ساله، خالد غزلاوی ۱۶ ساله، مهدی ولی‌پور ۱۶ ساله، محسن محمد پور ۱۷ ساله، مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، ساسان عیدی‌وند ۱۷ ساله، احمد جعاوله ۱۷ ساله، حسام بارانی راد، ١٧ سالە، محمد بریهی ۱۷ ساله، محمدرضا احمدی ۱۷ ساله، آرین رجبی ۱۷ ساله، پژمان قلی‌پور ملاطی ۱۷ ساله، حسن محمدپور ۱۷ ساله، امیرحسین دادوند ۱۷ ساله، محمدجواد عابدی ۱۷ ساله، احمد آلبوعلی ۱۷ ساله، پدرام جعفری ۱۸ ساله، رضا معظمی ۱۸ ساله و ابراهیم مرادی ۱۸ ساله، که همگی با شلیک گلوله جنگی به قتل رسیده‌اند و اسامی آنها توسط خانواده‌‌های ‌آنان علنی شده‌ است. (این لیست در حال تکمیل شدن است).

**********************************************

جاوید رحمان، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل: سرکوب و خشونت بعد از ناآرامی‌های آبان ٩٨ ابعادی حیرت‌آور دارد

شلیک به سر و گردن معترضان در ایران

سپاه و بسیج به قصد کشت به معترضان آبانماه شلیک کرده‌اند

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران در تازه‌ترین گزارش خود از رفتار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با معترضان در آبان ۱۳۹۸ به شدت انتقاد کرده است.

او می‌گوید ویدئوهای موجود نشان‌گر شلیک پلیس، سپاه و بسیج به سوی مردم هستند؛ شلیک‌هایی به سر و گردن که به قصد کشتن معترضان صورت گرفته‌اند.

جاوید رحمان افزوده که رژیم ایران هنوز و پس از ۱۰ ماه، تعداد واقعی کشتهشدگان را اعلام نکرده است.

در این گزارش آمده که بیشترین کشته‌ها مربوط به دو استان همجوار تهران است و خانواده‌های قربانیان تهدید شده‌اند که چیزی نگویند و ساکت بمانند.

گزارش جاوید رحمان ۲۱ ژوئیه به دبیرکل سازمان ملل تسلیم شده است.

واکنش کشور اروپایی به یک گزارش تکاندهنده

وزیر خارجه سوئد چهارشنبه شب در توئیتی از درخواست سازمان عفو بین الملل برای تحقیقات کامل پیرامون اتهامات مربوط به جمهوری اسلامی حمایت کرد و نوشت: گزارش امروز عفو بین‌الملل یک تصویر هولناک از نقض جدی حقوق‌بشر در ایران بعد از اعتراضات سال۲۰۱۹ ترسیم می‌کند. از فراخوان تحقیقات کامل پیرامون اتهامات حمایت می‌کنم.

عفو بین‌الملل: بازداشت‌شدگان آبان ٩٨ به طور گسترده تحت شکنجه قرار گرفته‌اند

این سازمان چهارشنبه ۱۲ شهریور طی گزارشی با عنوان «ویرانگران انسانیت» جزییات بازداشت و محکومیت‌های پس از اعتراضات سراسری آبان‌ماه را منتشر کرد که حاکیست زندانیان برای «ارعاب و تحقیر» و همچنین تن دادن به «اعترافات اجباری» شکنجه جسمی و جنسی شده‌اند.

اطلاعات دریافتی عفو بین‌الملل نشان می‌دهد بازجویان و مسئولان زندان‌ها بازداشت‌شدگان مرد را مورد «خشونت جنسی»، قرار داده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل در گزارش تازۀ خود، خشونت‌های رژیم جمهوری اسلامی را در واکنش به ناآرامی‌های آبان ٩٨ شرح می‌دهد. این گزارش تکان‌دهنده از استفادۀ مکرر از شلاق، شوک برقی، تظاهر به اعدام و تجاوز جنسی سخن می‌گوید و می‌نویسد که علاوه بر وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران، قضات و دادستان‌ها نیز در اعمال این خشونت‌ها سهیم بوده‌اند.

این گزارش بازتاب بسیار گسترده ای در رسانه های جهانی داشته و مطالب تکان دهنده ای در آن آمده که نشان ستمگری و سرکوبی در ایران است که در کمتر کشوری در جهان نظیر دارد.

به گزارش رادیو فرانسه، سازمان عفو بین‌الملل بر رواج شکنجه جسمی و روحی در ایران تأکید دارد و می‌نویسد که شکنجه علاوه بر اعتراف گرفتن، به قصد تنبیه، ارعاب و تحقیر اعمال می‌شود. مشت و لگد و چوب زدن با چشمان بسته، کاربرد شلاق یا لوله لاستیکی یا باتون، گرسنه و تشنه نگاه داشتن زندانی، انزوای طولانی، ناخن کشیدن، شوک الکتریکی بر آلت جنسی، خفگی با آب (واتربوردینگ)، پاشیدن گاز فلفل… سازمان عفوبین‌الملل علاوه بر این فهرست تکان‌دهنده، اظهارات برخی از شکنجه‌شدگان را نیز عیناً نقل کرده است. در این گزارش آمده است که وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، هر دو در این اعمال سهیم‌اند.

به گفتۀ معاون عفو بین‌الملل در امور آفریقای شمالی و خاورمیانه، قضات و دادستان‌های جمهوری اسلامی به جای این که پرونده‌های مفقود شدن، شکنجه و سایر جنایات را بررسی کنند، با موج سرکوب و آزار همراه شدند و صدها نفر را به بهانۀ “امنیت ملی” محکوم کردند. این موج سرکوب و ارعاب با اعترافات اجباری تلویزیونی تکمیل شد.

عفو بین الملل درباره تجاوز جنسی به زندانیان در ایران نوشته است: ممکن است برای شکنجه و تخریب روحی و روانی زندانیان، یا دلایل دیگر، صورت پذیرفته باشد. با توجه به اینکه تجاوز جنسی، آثار بسیار مخربی بر روحیه افراد مورد تجاوز قرار گرفته دارد و همچنین باعث شرمساری این افراد می‌شود، از این رو، تعداد کمی از زنده ماندگان این موارد، حاضر شده‌اند که با رسانه‌ها مصاحبه کنند.

سازمان عفو بین‌الملل از کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل و از کمیساریای حقوق بشر این سازمان می‌خواهد که در برابر عدم پاسخگویی مقامات رژیم ایران واکنش نشان دهند و از جمله از آغاز تحقیقات توسط سازمان ملل حمایت کنند.

عفو بین‌الملل همچنین از همه کشورهای عضو سازمان ملل متحد می‌خواهد که آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشت‌شدگان بیگناه را از جمهوری اسلامی مطالبه کنند.

۱۳۹۹ دی ۲۲, دوشنبه

 


به دنبال تامین هزینه‌ها از جیب خالی محرومان هستند



نان و پنیر هم از سفره‌هایمان خواهد پرید!

به جای مالیات گرفتن از ثروتمندان به دنبال تامین هزینه‌ها از جیب خالی کارگران هستند!

ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی که نمایندگان مجلس قصد گنجاندن آن را در بودجه ۱۴۰۰ دارند، برای همه کارگران و مزدبگیران، یک دغدغه اصلی است؛ دغدغه‌ای که شکل‌گیری آن ریشه در تجربه‌های تلخِ گذشته دارد. با آغاز تکانه‌ها و شوک‌های ارزی در سال ۹۷، قطار سقوط معیشتی مزدبگیران به راه افتاد و به نظر می‌رسد اگر ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی در بودجه سال بعد جاگیری و تثبیت شود، این قطار با شتابی بیشتر از قبل، به سمت زیر خط فقر به پیش خواهد تاخت.

به گزارش ایلنا، عبدالله وطن‌خواه (فعال کارگری مستقل) در ارتباط با این تصمیم می‌گوید: این تصمیم آن چنان نسنجیده و نادرست است که صدای اعتراض همه را درآورده است؛ اگر نرخِ ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان شود، عقب ماندگی مزدی کارگران تشدید خواهد شد. اگر امروز عقب ماندگی مزدی کارگران، ۳۰۰ درصد است، با این تصمیم به ۶۰۰ درصد خواهد رسید. اگر نمایندگان مجلس این مصوبه را به تصویب برسانند، همان نان و پنیر ساده هم از سفره‌های ما کارگران خواهد پرید!

کاظم فرج اللهی (فعال کارگری مستقل) نیز در نقد ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی می‌گوید: افزایش نرخ ارز به هر میزان که باشد معنایی جز ضعیف‌تر شدن پول ملی ندارد. تضعیف پول ملی یا گران شدن نرخ ارز، هم به لحاظ روانی و هم به دلیل فاکتورهای عینی اقتصادی، معنایی جز تورم و کاهش قدرت خرید کارگران ندارد.ا

و معتقد است که کاهش قدرت خرید جامعه مزدبگیران به نفع هیچکس نیست: کاهش قدرت خرید مجموعه مزد و حقوق بگیران جامعه، هم بیش از پنجاه یا ۶۰ درصد مردم را از تامین مایحتاج اولیه و ضروری زندگی محروم می‌سازد و هم به رکود و کسادی بیش از پیش بازار و اقتصاد دامن می‌زند. هنگامی که در یک جامعه سیاست‌های کلان اقتصادی و شاخص‌های بودجه ریزی دولت، تورم‌زا باشد، این تورم شتابنده معنایی جز این نخواهد داشت که دولت با پیشبرد چنین سیاست‌هایی در واقع قصد دارد از مزدبگیران «مالیات تورمی» بستاند یعنی به جای اینکه هزینه‌های عمومی جامعه و دولت در قالب مالیات از توانگران و دارندگان درآمد و ثروت‌های نجومی ستانده شود، از جیب خالی مزد و حقوق بگیران برداشت می‌شود.

نان قرضی در اهواز: نانواهای شهر می‌ گویند

داستان فروش نان قرضی را پس از بوشهر، بندرعباس، قزوین، سیستان و بلوچستان، استان لرستان، بروجرد و خرم‌آباد حالا در اهواز بشنوید (فیلم زیر). محرومینی که پول تأمین نان شب‌شان را ندارند و با خریدن نسیه نان روز می‌گذرانند.

نانواهای شهر اهواز از افرادی می‌گویند که کارت یارانه‌هایشان را گرو می‌گذارند تا بتوانند نان ببرند. آدم هایی که به‌معنای واقعی کلمه «نان شب» ندارند. آ‌دم‌هایی که واقعاً با پول یارانه‌ها، با همان مقدار اندک که دارند زندگی می‌کنند. از آدمهایی که تجسم واقعی «فقر مطلق» اند.

این است رهاورد حکومت سیاه آخوندها برای محرومین جامعه که در شرایط انتشار ویروس کرونا صدایشان هم به جایی نمی‌رسد.

دستمان به نان خالی هم نمی‌رسد
شکم‌هایی که گرسنه‌تر می‌شوند

بقال محل ما، یک دفتر نسیه برای خرده بدهی‌های مشتریان آشنا دارد؛ دو هفته قبل، صفحات دفتر را ورق می‌زد و همین‌طور که با انگشت سبابه، روی ستون اسامی می‌گشت، می‌گفت که تا اوایل سال، نسیه‌برها، کارگران ساختمانی بودند و سرایدارهای مجتمع‌های مسکونی و راننده‌های پیک موتوری، ولی از آن به بعد، کارمندها و معلم‌ها و راننده‌های تاکسی تلفنی محل هم آمده‌اند برای خرید قسطی، برای قسط‌بندی بدهی‌های کوچک؛ 18 هزار تومان، 75 هزار تومان، 37 هزار تومان.

در ادامه گزارش روزنامه اعتماد آمده است: بقال محله انگشتش روی سه تا ضربدر می‌ایستد. سه تا ضربدر و بدون نام، برخلاف بقیه که اسم و شماره تلفن‌شان را نوشته؛ خانم …. آقای ….. بقال می‌گوید این ضربدرها، آدم‌هایی هستند که پیش از این، کاسب‌های خوشنامی بودند ولی در روزگار گره خوردن تورم و تحریم و گرانی و کرونا، ورشکست شدند و‌ دار و ندارشان را فروختند برای تسویه طلب‌های مردم و حالا اواخر وقت و در خلوتی مغازه، می‌آیند و نسیه می‌برند و پول قند و چای و برنج و شکر را قسطی می‌دهند.

می‌گوید این آدم‌های ضربدری، تا چند ماه قبل، هفته‌ای یک بار می‌آمدند و قیمت هیچ جنسی را نمی‌پرسیدند و طوری خرید می‌کردند که وقت رفتن، دو تا کیسه بزرگ از ریز و درشت ضروری و غیر ضروری خارجی، دست خودشان بود و دو تا کیسه بزرگ هم دست شاگرد مغازه که تا صندوق عقب ماشین‌شان می‌برد و به اندازه یک روزمزد، انعام می‌گرفت.

روی یکی از ضربدر‌ها انگشت می‌گذارد و می‌گوید: «این، عتیقه‌فروش بود، اول تابستان، خانه‌اش را فروخت که یک خانه بزرگ‌تر بخرد. دو ماه معطل کرد که کدام منطقه و با چه متراژ و طبقه چند بخرد که آخر شهریور، روز قبل از امضای قولنامه، فروشنده، معامله را به‌هم زد و همان شب، پول همان خانه‌ای که این بنده خدا فروخته بود، فقط به اندازه یک رهن کامل ارزش داشت. صبح فردایش، مرد بدبخت روی پله‌های مغازه ما نشسته بود و فقط توی سرش می‌زد و گریه می‌کرد و می‌گفت حاصل 30 سال جان کندن را یک شبه باخته. حالا هر 10 روز یک بار تلفن می‌زند و می‌گوید مجید جان، ارزان‌ترین برنج و روغن و چای و پنیر و مایع ظرفشویی، از هر کدام یک کیلو و یک بطری و یک بسته و یک قوطی کنار بگذار، شب، بچه‌ها را می‌فرستم ببرند.»

بقال محل ما، صفحات آخر همان دفتر نسیه را از آخر به اول ورق می‌زند تا می‌رسد به صفحه‌ای که 3 ردیف شماره تلفن در آن نوشته؛ هر ردیف، 15 شماره تلفن. بقال می‌گوید صاحبان این شماره‌ها، کسانی هستند که تا اوایل سال، هر ماه می‌آمدند و بی‌خبر و بی‌نشان، بدهی افراد مستمند و فقیر را تسویه می‌کردند. روی 2 ردیف و یک نیمه، روی 40 شماره تلفن خط کشیده و می‌گوید که از آن جمع شماره تلفن‌ها، فقط همین 5 نفر مانده‌اند.

 


راهزنی و تروریسم دریایی سپاه؛ درخواست مقام کره‌ای



دولت سئول بار دیگر از جمهوری اسلامی خواست که نفتکش کره ای توقیف شده توسط سپاه پاسداران را آزاد و مستندات اتهام خود را مبنی بر اینکه نفتکش کره ای پروتکل‌های زیست‌محیطی را رعایت نکرده، ارائه کند.

معاون وزیر امور خارجۀ کره جنوبی، چوی جونگ-کون، در سفر به تهران با همتای خود عباس عراقچی در این باره دیدار و گفتگو کرد.

در پاسخ به مطالبۀ مقام کره ای عباس عراقچی وعده داد که مستندات نقض پروتکل‌های زیست محیطی توسط شناور کره ای را از دستگاه قضائی جمهوری اسلامی درخواست نماید.

رادیو فرانسه در گزارش خود افزود: به گفتۀ ناظران ، رژیم تهران برای آزاد کردن دارایی های مسدود شدۀ خود در دو بانک کره ای، یک شناور نفتکش سئول را در خلیج فارس به اتهام عدم رعایت پروتکل های زیست محیطی در چهارم ژانویه گذشته توقیف و بیست خدمۀ آن از جمله پنج شهروند کره ای را دستگیر و زندانی کرده است.

در اینباره سخنگوی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی امروز دیگر کشورها به ویژه آمریکا و فرانسه را متهم کرد که در جستجوی “سیاسی” کردن مسئلۀ توقیف شناور نفتکش کره ای هستند. او مدعی شد که علت این توقیف حقیقتاً همان چیزی است که مقامات جمهوری اسلامی رسماً اعلام کرده اند. به این معنا که نفتکش کره ای به محیط زیست آسیب رسانده است و جمهوری اسلامی نسبت به این موضوع بسیار حسّاس است.

این در حالیست که وزارت خارجه آمریکا توقیف نفتکش کره جنوبی توسط سپاه پاسداران را تلاشی از سوی جمهوری اسلامی برای “اخاذی بین‌المللی” دانست و خواستار آزادی فوری نفتکش توقیف‌شده شد.

پیش تر کره جنوبی با اعزام “واحدهای ضدراهزنی” به خلیج فارس خواستار آزادی فوری نفتکش توقیف شده خود توسط سپاه پاسداران شده بود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد برای دفاع از منافع خود“ واحدهای مقابله با راهزنی دریایی” را به خلیج‌فارس اعزام کرده است.

وزارت‌خارجه کره جنوبی محل توقیف نفتکش را در آبهای دریای عمان کرده است و از رژیم ایران خواسته فوراً به این توقیف خاتمه دهد.

سپاه پاسداران گفته که این نفتکش به دلیل نقض پروتکل‌های زیست محیطی توسط یگان‌های دریایی سپاه توقیف شده

این در حالیست که یک روزنامهٔ حکومتی به صراحت اعتراف کرد که مسأله محیط‌زیستی بهانه‌ ای بیش نیست، بلکه این اقدام یک باج‌گیری بین‌المللی است.

روزنامهٔ وطن امروز نوشت: هشدار عملی برای بدهکار قدیمی اما توقیف این نفتکش… حاشیه‌ای پررنگ‌تر از متن داشت و آن هم ماجرای عدم پرداخت ۷میلیارد دلار بدهی کره‌جنوبی به کشورمان بود… . . در چنین شرایطی توقیف این نفتکش در آب‌های خلیج‌فارس می‌تواند حامل پیامی جدی به دولت کره‌جنوبی باشد؛ پیامی که سئول را میان ۲ گزینه پرداخت بدهی قدیمی‌اش به تهران یا امنیت برای استفاده از شاهراه آبی خلیج فارس و ارتباط با شرکای عربی‌اش قرار می‌دهد.

این روزنامه در ادامه نوشته است: با تمام این اوصاف توقیف نفتکش‌ توسط سپاه پاسداران را می‌توان خط و نشانی جدی برای وادار کردن کره‌جنوبی به پرداخت بدهی‌هایش به کشورمان دانست… احتمالا باز پس‌گیری حقوق ایران باید در زمین دیگری پیگیری شود. توقیف در برابر بلوکه کردن، راهبردی است که امکان بازپس‌گیری حقوق ملت ایران را بالا خواهد برد…

۱۳۹۹ دی ۲۱, یکشنبه

 


پسر خائن رفسنجانی به فائزه: چرا از ترامپ دفاع کردی!



پس از مصاحبه اخیر فائزه رفسنجانی که در آن از سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی دفاع کرده بود، برادر سازشکار و خائن او محسن که به دستور خامنه ای به شورای شهر تهران راه یافته است، در نامه ای سرگشاده از خواهرش خواسته که بهتر است سکوت کند!

وی در این نامه به خواهرش نوشته است: …می‌دانی که ترامپ به واکنش احساسی و به دور از عقلانیت ایران در این ماه‌های آخر دل بسته بود تا بتواند آتش جنگ را روشن کند که با هشیاری و تدبیر مسئولان، بویژه رهبر انقلاب این توطئه ناکام ماند و ایران با سرافرازی و ترامپ با شکست، سخت‌ترین دوره تحریم‌ها را به پایان رساند. قطعا خود خوب می‌دانی و معتقدی که ترامپ کاری جز تهدید، تحریم، بدعهدی، ترور، توهین علیه ایران انجام نداد و سیاستمداری لمپن و قمار باز است و من سقوط ترامپ را به ملت‌های ایران و آمریکا تبریک گفتم. می‌دانم که در سال‌های اخیر برخورد‌های نادرستی با تو، خانواده و فرزندت شده است که شاید باعث کشاندن تو به تندروی و خارج شدن از مشی میانه روی پدر گردیده، ولی این دلیل نمی‌شود که به رییس جمهور کشور بیگانه امید ببندی و دم از استقلال بزنی! لذا از تو صمیمانه تقاضا دارم صحبت‌های خود را اصلاح و از این موضع عذرخواهی کنی و مانع تخریب پدر از طرف تجدیدنظرطلبان خارجی و افراطیون داخلی شوی…

پیام تلویحی دختر رفسنجانی به بایدن: کوتاه نیائید!

فائزه هاشمی رفسنجانی در گفتگو با نصاف نیوز درباره‌ی اتفاقات آمریکا،گفت: برای من این جالب است که تلویزیون‌های خودمان را هم گوش می‌دهم می‌گویند دموکراسی در آمریکا مُرد و همه‌ی مشکلات آمریکا رو شد و دارد متلاشی می‌شود و از این حرفها. ولی نکته‌ی جالبش این است که این اتفاق افتاد همه هم دارند خودشان اظهارنظر می‌کنند و حتی جمهوری‌خواه‌ها علیه این اتفاق موضع گرفتند و محکوم کردند، دموکرات‌ها هم که جای خود دارد. ولی همه راحت حرف می‌زنند. اتفاقا نشان می‌دهد که دموکراسی چقدر در آمریکا قوی است که خودشان دارند این حادثه را محکوم می‌کنند و تمام رسانه‌های دنیا دارند انعکاس می‌دهند و خودشان بیشتر از همه. با کسی هم برخورد نمی‌شود که چرا این حرفها را می‌زنی. این نشان‌دهنده‌ی دموکراسی است وگرنه اتفاق همه جا می‌تواند بیفتد.

وی افزود:دموکراسی یعنی اینکه چگونه آن حادثه مدیریت شود و به مردم برای آزادی بیان فشار نیاورند و همه بتوانند به راحتی حرف‌هایشان را بزنند. ضمن اینکه کنترل و جمع می‌کنند آزادی هم آسیب نمی‌بیند، این می‌شود دموکراسی. وگرنه اتفاق یک چیز طبیعی است. من یک جایی قبلا هم گفته بودم که برای ایران دوست داشتم آقای ترامپ انتخاب شود ولی اگر یک آمریکایی بودم به آقای ترامپ رای نمی‌دادم.

این فعال سیاسی در پاسخ به چرا فکر می‌کنید که اگر ترامپ بود برای ایران بهتر بود؟،گفت: به خاطر همین فشارهایی که می‌آورد، بالاخره شاید یک تغییر سیاستی اتفاق بیفتد. شاید اگر فشارهای آقای ترامپ ادامه پیدا می‌کرد، بالاخره ما مجبور می‌شدیم یک تغییر سیاست‌هایی را داشته باشیم. این تغییر سیاست‌ها حتما به نفع مردم می‌توانست اتفاق بیفتد. دموکرات‌ها کمی شُل و وِل هستند. یعنی با آمدن دموکرات‌ها این موضع خطای ما بیشتر تقویت می‌شود، امیدوارم نشود ولی چنین چشم‌اندازی دارد.

فائزه هاشمی گفت:همه‌ی وضعیت بد اقتصادی را هم نباید به پای تحریم‌ها بگذاریم. ضمن اینکه این همه اعتراضی که در خیابان‌ها آمدند کسی گفت «مرگ بر آمریکا»؟! نگفتند، چون به هر حال این رابطه نداشتن با آمریکا و سیاست‌های غلط ما در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای که همه‌اش فاجعه شده نباید همه‌اش را از آن طرف ببینیم. ما هستیم که این بلاها را سر خودمان می‌آوریم.

وی گفت: دولت بعدی آمریکا هم همین است. حالا ممکن است تحریم‌ها لَق‌تر شود اما سیاست ما که عوض نمی‌شود. سیاست‌های ما خطاست که منافعش به کشور ما نمی‌رسد. جایی بیشتر خودش را نشان می‌دهد و جایی کمتر. ما همه‌اش در حال بحران‌سازی هستیم و آن سیاست واقعی را که باید داشته باشیم، چه در داخل و چه در خارج نداریم و درست عمل نکردیم. ترامپ این کارها را می‌کند اما اگر او هم نباشد این سیاست‌های ما ادامه دارد. چیزی خیلی به مردم نمی‌رسد. با همه‌ی آنها که مشکل داشتند که گفت‌وگو می‌کردیم کسی فحش به آمریکا نمی‌داد که چرا تحریم گذاشته و ما دچار این مشکلات شدیم.

دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطر نشان کرد: تحریم‌هایی که ترامپ برقرار کرد هم مهم است، ولی ما می‌بینیم جاهایی که خودِ مدیران باید یک کارهایی بکنند… همه چیز که به فشارهای آمریکا و تحریم‌ها و یا دخالت‌های اصولگرایان که ربط ندارد، یک بخش‌هایی هم بالاخره دست خودشان است. اینطور باشد که همه چیزمربوط به آن‌طرف باشد پس رئیس‌جمهور چه کاره است؟! این طور نیست. ولی آن قسمت‌هایی که آقای روحانی می‌توانست کارهایی بکند هم به نظر من سوءمدیریت انجام شد و نه فقط آقای روحانی، سیستم دچار سوءمدیریت شده است. ما مدیران درست و حسابی دیگر نداریم. مدیران ما تعداد ثابتی هستند که در یک چرخه‌ی تنگ حضور دارند و فقط جابجا می‌شوند.

کارشناس داخلی: نظام چاره ای جز تسلیم ندارد

تنها راه مذاکره است و باید از پوسته‌هایی که ۴۲ سال به دور خود کشیده‌ایم بیرون آییم…معتقدم که در منطقه تحولاتی به وجود خواهد آمد و دو کشور عراق و سوریه در آینده ای نزدیک به دنیای عرب بازخواهند گشت.

سایت خبرآنلاین در مصاحبه‌ ای با یک کارشناس مسائل بین‌المللی در تهران به بررسی وضعیت جمهوری اسلامی و تحولات آتی در منطقه و به‌خصوص رابطه با آمریکا پرداخته است.

در این مصاحبه علی بیگدلی با توصیه به مقامات نظام می‌گوید: جمهوری اسلامی باید در سیاستش تجدید نظر کند چرا که شرایط مانند گذشته نیست و همین مسأله باید ما را ملزم به تغییر استراتژی دهد. مطرح شدن بحث هایی چون بازگشت آمریکا به تعهدات برجامی و متعاقب آن اجرای تعهدات از سوی تهران تنها صحبت‌های ایده‌آلیستی است که ما شاهد چنین روندی نخواهیم بود. قطعاً مرحله دوم توافق برجام بسیار سنگین‌تر خواهد بود و میزان انتظارات طرف مقابل افزایش پیدا خواهد کرد. در حال حاضر آمریکا مشغول بررسی درخواستهای کشورهای منطقه شده است. کشورهایی مانند ترکیه، مصر و عربستان سعودی همه مطالبه‌گر شده‌اند و خواستار این هستند تا مذاکرات با ایران مانند سالهای قبل تنها بر سر موضوع هسته‌یی نباشد و طیف دیگری از مسائل را دربربگیرد. هدف این فشارها قرار دادن ایران در یک تنگنای سیاسی، نظامی و امنیتی است تا در نهایت دست ایران از منطقه کوتاه شود.»

این کارشناس با اشاره به فضاحت لو رفته توسط مقامات حماس که پاسدار قاسم سلیمانی ۲۲میلیون دلار به آنها داده است و این‌که این اقدامات به جایی نرسیده، گفت: «در بحبوحه این تحولات شاهد انتشار اخباری هدفدار در رسانه‌ها نیز هستیم؛ برای مثال یک عضو ارشد جنبش مقاومت اسلامی اعلام کرد که درخواست کمک از ایران داشته، چنین مسائلی بسیار جای بحث دارد و مهم تلقی می‌شود و باید پرسید از این هزینه‌های سنگین چه دستاوردی کسب کرده‌ایم؟ از طرفی باید عنوان کنم که بیان چنین مطالبی در این برهه بیخود و بی‌جهت نبوده و نشان می‌دهد که فضای منطقه در موقعیتی به پیش می‌رود که به ضرر ما تمام می‌شود».

بیگدلی به مقامات نظام توصیه می‌کند که: «در چنین فضایی ایران باید از خود شکیبایی نشان داده و دست به اقدامی تحریک‌آمیز نزد. باید از پوسته‌هایی که ۴۲سال به دور خود کشیده‌ایم بیرون آییم چرا که مؤثر واقع نشده و موجب ایجاد گسل عمیق میان مردم و دولت و ایران با دنیا شده است که متأسفانه هر روز این گسلها عمیق‌تر می‌شوند. تنها راه‌حل ورود به خرد سیاسی برای جبران این وضعیت است. شرایط امروز به هیچ‌وجه مناسب نیست چرا که هر روز بیشتر و بیشتر با قرار گرفتن در تنگنای حلقه‌های امنیتی در حال از دست دادن موقعیت خود در داخل و منطقه هستیم».

وی با اشاره به ضعف جمهوری اسلامی در مواجه با آمریکا و کشورهای اروپایی می‌گوید: «برای نظام با توجه به شرایط وخیم اقتصادی و همه‌گیری بیماری کووید۱۹ راهی جز مذاکره وجود ندارد. معتقدم که در منطقه تحولاتی به‌وجود خواهد آمد و دو کشور عراق و سوریه در آینده‌ای نزدیک به دنیای عرب برخواهند گشت».

۱۳۹۹ دی ۲۰, شنبه

 


پنهانکاری رژیم در رابطه با ایدز و پیامدهای زیانبار آن

دروغ و پنهانکاری حاکمیت در رابطه با ایدز و پیامدهای زیانبار آن/کیومرث امیری

ماهنامه خط صلح – اصولا دروغ و پنهانکاری دو عمل زشت و قبیح هستند که متاسفانه بیشتر از هر جای دیگری در جوامع سنتی و عقب نگه داشته شده با حکومت‌های بسته و مستبد رواج دارد.

این اعمال نکوهیده و ضد بشری از ناحیه‌ی هر کس و هر نهادی و در هر زمان و مکانی که صورت پذیرد پیامدهای شوم و زیان‌باری را برای آحاد جامعه به دنبال خواهد داشت و در خیلی موارد این پیامدها بسیار خطرناک و جبران‌ناپذیر خواهد بود. به ویژه اگر از سوی حاکمیت رواج پیدا کرده باشد اثرات سوء و تخریبی آن به مراتب بیشتر خواهد بود. زیرا حاکمیت صدای بلندی دارد و از امکانات وسیعی چون رسانه‌های جمعی و گروهی و زور و قدرت جهت اشاعه و گسترش دروغ برخوردار است، در نتیجه پیامدهای آن به مراتب سنگین‌تر و گسترده‌تر خواهد بود. اتفاقی که متاسفانه در خصوص بیماری ایدز در ایران افتاد و زیان و ضررهای آن بعد از گذشت سال‌ها کماکان باقی است.

این نکته را نمی‌توان از نظر دور داشت که دروغ و پنهانکاری در رابطه با شیوع و اثرات بیماری‌های اپیدمی که طی حدود نیم قرن اخیر در ایران اتفاق افتاده است از جانب مسئولان جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است.

بدیهی است وجود و شیوع بیماری به هر نوع و شکلی که باشد قبل از هر چیز باعث رنج و ترس بشر بوده و زیان و ضررهای مادی و روانی و مرگ و میر را برای جامعه به دنبال دارد و چنانچه نوع بیماری جدید و ناشناخته باشد ترس از آن و مشکلات ناشی از شیوع آن به مراتب بیشتر خواهد بود و جایی که با دروغ و پنهانکاری و عدم صداقت روبرو شود زیآنها ی آن چندین و چند برابر خواهد شد. در چنین اوضاعی که فکر و ذکر آحاد جامعه بر بیماری و ترس از آن متمرکز بوده اگر حاکمیت و نهادهای تبلیغی‌اش صادقانه با آن برخورد نکنند و به شکلی علمی و اصولی مترصد معرفی و راه‌های علاج بیماری برای جامعه نباشد مصیبت‌های بعدی اتفاق خواهد افتاد و در این مصیبت‌ها حجم زیان و ضررها گسترده و جبران‌ناپذیر خواهد بود.

حوالی سال ۱۳۷۶ خورشیدی ناگهان خبر شیوع نوعی بیماری خطرناک و کشنده و در عین حال مبهم به نام «ایدز» در جهان و به دنبال آن در جامعه‌ی ایران پیچید و آحاد جامعه را به شدت به وحشت انداخت. خبری که مانند کابوسی هولناک فکر و ذکر جامعه را درگیر کرد و ترس از آن مردمان را در بر گرفت و چون بختکی شوم بر زندگی همه سایه انداخت. ترس و دلهره مردم زمانی بیشتر شد که رسانه‌های دولتی مانند صدا و سیما به عنوان پر مخاطب‌ترین رسانه از یک‌سو در رابطه با این بیماری اقدام به دروغ پراکنی کردند و از سوی دیگر کارشناسان امور بهداشتی و مسئولان بهداشت و درمان بنا به خواست و اراده‌ی حاکمیت به طرق مختلف این بیماری را یک بیماری صرفا مقاربتی به مردم معرفی کردند و علت و عوامل بروز و انتقال آن را فقط و فقط از ناحیه «همجنس‌بازان» (که البته اصطلاح درست «همجنس‌گرایان» است) ذکر کردند. آنها پس از گذشت مدتی راه دیگر بروز و انتقال بیماری را روابط جنسی خارج از شرع و عرف به مردم معرفی کردند. یکی از دلایل عمده‌ی این دروغگویی و پنهانکاری‌ها آن بود که قصد داشتند با چنین رفتاری بر دستورات دینی صحه گذاشته و درست بودن دستورات دینی و مذهبی را از این طریق ترویج و تبلیع کرده و به اثبات برسانند و در واقع شیوه‌ی زندگی در غرب را به چالش بکشند.

هر چند دروغگویی و پنهانکاری حاکمیت در رابطه با شیوع بیماری‌ها در جامعه‌ی ایران به دلایل فراوانی سابقه داشته ولی انگار بیماری جدید و ناشناخته‌ی ایدز وسیله مناسبی بود در دست حاکمیت و در جهت تبلیغ و ترویج دستورات دینی و مذهبی. حاکمیت بی‌توجه به عواقب فاجعه‌ای که رخ نموده بود و باز هم بی‌توجه به پیامدهای دروغگویی و پنهانکاری، همه‌ی هم و غمش این بود که به هر طریق ممکن این پیام را به جامعه برساند که دستورات دینی و احکام مذهبی تنها عوامل حفظ سلامت جامعه و نجات بشریت بوده و در این رابطه انواع و اقسام دروغ‌پردازی‌ها و پنهانکاری را برای خود جایز دانسته و در نتیجه مردم را از واقعیت امر دور نگه داشته و واقعیت بیماری را وارونه جلوه دادند و به این شکل در باور مسئولان نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و در عملکرد دستگاه‌های مسئول در این خصوص چنین پنهانکاری و دروغ‌پردازی را در راستای فرهنگ‌سازی برای عامه قلمداد کردند و صد البته با شیرین عقلی و عدم مسئولیت‌پذیری و ندانم کاری به طور کلی این نوع رفتار و برخورد حاکمیت با بیماری ایدز باعث شد که این بیماری شکل حیثیتی برای شهروندان به خود بگیرد. دستگاه‌های دولتی در تعاریفی که از بیماری ایدز ارایه دادند آن را نوعی بیماری معرفی کردند که تنها کسانی را مبتلا خواهد کرد که یا همجنس‌گرا بوده و یا روابط جنسی خارج از عرف و شرع داشته‎اند. این امر باعث شد مردم از این که مشخص شود به ایدز مبتلا شده‌اند به شدت دچار ترس و واهمه شده و در نتیجه برای حفظ آبروی‌شان با نادیده گرفتن سلامتی‌شان از مراجعه به پزشک و یا آزمایشگاه برای تشخیص بیماری به جد خودداری کرده و اگر احساس کردند به ایدز مبتلا هستند برای حفظ آبرو خود و خانواده یا آن را پنهان کرده و یا بعضا حتی اقدام به خودکشی به ویژه از نوع خودسوزی کنند.

لذا در نتیجه‌ی این نوع نگرش و موضعگیری مسئولان و بر اساس این گونه تعریف و تبلیغ از بیماری ایدز کسانی که مبتلای به این بیماری شدند قبل از هر چیز انگ بی‌بند و باری و لاابالیگری خوردند و از ترس آبروریزی بیماری‌شان را پنهان نگه داشته و در صدد علاج آن بر نیامدند و رنج بیماری را در تنهایی و انزوا بر خود تحمیل کردند تا مبادا در میان دوست و فامیل آبروی‌شان بریزد.

ترس و رعب و وحشت از ابتلای به این بیماری به خاطر معرفی غلط آن، این پیام را برای عامه به دنبال داشت که چنانچه کسی به این بیماری مبتلا شود عزیزترین کسانش از او می‌گریختند و با بیمار مبتلای به ایدز مانند یک‌ تبهکار و انسان جانی رفتار می‌کردند!

این وضع در جامعه‌ی ایران چنان رقت‌انگیز شد که احساسات برخی هنرمندان و سینماگران را هم برانگیخت و درباره‌ی پیچیدگی‌ها و معضلات آن اقدام به‌ ساختن فیلم کردند که می‌توان به فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» ساخته‌ی جعفری جوزانی اشاره کرد که دردسرها و گرفتاری‌های ناشی از معرفی غلط بیماری ایدز در جامعه‌ی ایرانی را به نمایش می‌گذارد.

متاسفانه پنهانکاری و دروغگویی در رابطه با شیوع بیماری‌های واگیردار در جامعه‌ی ایران به دلایل سیاسی و فرهنگی از سوی حاکمیت و برخی مسئولان آن به امری تکراری و عادتی دیرینه و بس خطرناک تبدیل شده است‌.

در دهه‌ی شصت نیز شیوع بیماری تب مالت یا (بروسلوز) که بیماری مشترک بین دام و انسان است باعث مرگ و سقط جنین هزارها راس دام و ابتلای صدها انسان دست کم در استآنها ی غرب کشور چون کرمانشاه، ایلام و لرستان شد و همیشه هم از سوی مسئولان کتمان شد و اخبار و اطلاعات واقعی آن هرگز منتشر نشد.
و باز هم بیماری خطرناک نوعی از هپاتیت که بر اثر آلودگی آب شرب شهر کرمانشاه در دهه‌ی هفتاد در کرمانشاه شایع و منجر به مرگ دستکم بیست و دو نفر در کرمانشاه شد نیز تا مدت‌ها با چنین سرنوشتی از جانب مسئولان روبرو بود و باعث ابتلای صدها انسان بی‌گناه شد.

پیچیدگی بیماری ایدز که بر اثر موضعگیری‌های مسئولان در جامعه‌ی ایران اتفاق افتاد متاسفانه پیامدهای ناخوشایندی را تاکنون به دنبال داشته است.
تا جایی که معاونت وزیر بهداشت و درمان کشور در سال جاری به مناسبت روز جهانی ایدز اعلام کرد: تا کنون تنها موفق به شناسایی فقط ۴۰ درصد از بیماران ایدزی در کشور شده‌ایم.

علیرضا رئیسی معاون وزیر بهداشت گفت: ضعف ما در شناسایی ۹۰ درصد بیماران مشهود است و می‌بایست دستکم ۵۴ هزار بیمار شناسایی می‌شدند. وی اینگونه ادامه داد: تعداد ۶۰۴۳۱ بیمار مبتلا به ایدز در کشور وجود دارد در حالی که تنها ۲۲۴۰۶ بیمار شناسایی شده است.

وی گفت بیشترین درصد مبتلایان به بیماری ایدز در میان زنان دیده شده است. به گونه‌ای که در سال ۱۳۸۸ در کشور ۱۳ درصد زنان مبتلا به ایدز داشتیم ولی این رقم در شش ماهه‌ی نخست سال جاری به ۳۰ درصد افزایش یافته است. تردید نیست یکی از عوامل عدم شناسایی بیماران مبتلا به ایدز علاوه بر بی‌مسئولیتی دست‌اندرکاران نظام، ترس مردم به دلیل معرفی غلط بیماری از سوی حاکمیت از آبروریزی‌ست.

پیامد این موضوع و به دنبال جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات در رابطه با بیماری ایدز چنان وضعی را در خصوص بیماران مبتلا به ایدز به وجود آورده است که آنها از سوی جامعه و از جانب حاکمیت هیچ حق حیاتی ندارند و مانند تبهکار و مجرم با آنها رفتار می‌شود‌ تا جایی که دارو و درمان از آنها دریغ می‌شود و از سوی دیگر بیماران خود از مراجعه به پزشک و تهیه دارو شرم همراه با ترس دارند. اگر چه رابطه‌ی ابتلای به ایدز و فقر رابطه تنگاتنگی بوده و این بیماری بیشتر از هر قشر دیگری اقشار فقیر و تهیدست جامعه را به خاطر وضع فلاکت‌باری که دارند مورد تهدید قرار داده است اما نه تنها اراده‌ای برای رفع فقر و تبعیض در کشور وجود ندارد بلکه روز به روز هم بر شکاف و اختلاف طبقاتی در جامعه افزوده می‌شود. این معضل دردناک نیاز توجه جدی و همه جانبه‌ی سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری را ضروری می‌کند. در پایان این نکته را از نظر نمی‌توان دور داشت که دروغگویی و پنهانکاری‌های حاکمیت و مسئولان بهداشت در رابطه با بیماری‌ها و اخیرا هم در رابطه با بیماری کرونا باعث شده است این کشور در برهه‌هایی با مرگ و میر نزدیک به پانصد نفر در روز بر اثر بیماری کرونا مقام اول در جهان را به خود اختصاص دهد. بیماری‌ای که تاکنون به دلیل بی‌توجهی و پنهانکاری و عدم صداقت مسئولان جمهوری اسلامی باعث مرگ بیش از ۸۶ هزار نفر در کشور شده و روند مرگ و میر غیر متعارف بر اثر کرونا در کشور کماکان ادامه دارد در حالی که اعتماد عمومی هم از حاکمیت سلب شده است.

 


فاجعه واکسن؛ شیادی روحانی در همدستی با خامنه‌ای

روحانی امروز در جلسه ستاد حکومتی کرونا یک روز پس از اینکه خامنه‌ای گفت «خرید واکسن از شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی ممنوع است» در همدستی با ولی فقیه گفت: «شرکتهای خارجی می‌خواستند واکسن‌هایی را به ما بدهند که روی مردم ایران آزمایش شود، وزارت بهداشت مانع شد. مردم ما وسیلهٔ آزمایش برای شرکت‌های سازندهٔ واکسن قرار نخواهند گرفت. حتی اگر واکسن هم باشد و واکسیناسیون شروع شود، هیچ‌کس نمی‌تواند تضمین دهد که تاثیر آن صددرصد باشد».

روحانی در ادامه گفت: «تهیهٔ واکسن زمانبر است. البته واکسن‌هایی در اختیار ما بود که زودتر وارد کشور کنیم. شرکتهایی بودند که به ما پیشنهاد دادند و یکسری کشورها هم قبول کردند، اما این واکسن را می‌خواستند روی مردم ما آزمایش کنند که ما نپذیرفتیم. البته شایعاتی هست که دربارهٔ واکسن ایجاد می‌شود که صدا و سیما و رسانه‌های ما همه باید تلاش کنند با این شایعات مقابله کنند. این‌که فلان (کشور) واکسن دارند، فلان جا وارد کردند، فلان ‌جا قیمتش این‌قدر است؛ مردم واقعاً گوش بدهند به وزارت بهداشت ما و گول افرادی را نخورند که در این شرایط می‌خواهند سوء‌استفاده کنند».

همزمان علی ربیعی، سخنگوی دولت روحانی با نگرانی گفته است: «دوقطبی‌سازی میان واکسن وارداتی و واکسن داخلی و اشاعهٔ بی‌اعتمادی به واکسن داخلی، هدفش پراکندن بذر ابهام میان مردم است».

عبدی: هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را!

عباس عبدی روز یکشنبه ۷دی در یادداشتی در خبرنیوز نوشت: متأسفانه در ماجرای واکسن کرونا و دیگر مطالب مربوط به این ویروس شاهد نوعی به هم ریختگی ارتباطی در اظهارات رسمی هستیم. نه تنها چندین نفر اظهارنظر می‌کنند، بلکه بعضاً اظهارات متناقض نیز می‌شنویم. هنگامی که یک نفر می‌گوید ویروس کرونای انگلیسی به داخل ایران نیامده، و دیگری خلاف آن را می‌گوید. این موجب بی‌اعتباری اظهارات رسمی می‌شود. درباره خرید واکسن و واکسن داخلی نیز تا چند روز پیش هیچ خط مشی ثابت و روشنی بیان نشده بود. هر کس گمان می‌کند که نظر او تنها نظر رسمی است، در حالی که مردم نظرات گوناگون می‌شنوند. مردم نمی‌دانند که بالاخره، عدم عضویت در fatf مانع خرید است یا وجود تحریم یا نداشتن پول یا هر چیز دیگر. این‌که اولویت ما خرید واکسن از خارج است یا تولید داخل؟ این‌که تولید واکسن ایرانی کی به نتیجه می‌رسد؟ از زمان‌بندی ابتدای بهار گفته شده است تا اواسط تابستان، آن هم با اما و اگر.

وی افزود: در چنین شرایطی مردم بدترین بخشهای خبر را می‌پذیرند. اول از همه گمان می‌کنند که اراده‌ای برای خرید نیست، دوم این‌که واکسن ایرانی خیلی دیر به نتیجه خواهد رسید، اگر اصولاً به نتیجه برسد. می‌پذیرند که ویروس انگلیسی هم وارد کشور شده است و همه اینها ناشی از فقدان سیاست رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کارآمد است. نهایت این‌که با چنین سیاست ارتباطی هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را و در پایان هم پول را خواهیم پرداخت..

۱۳۹۹ دی ۱۷, چهارشنبه

 

لوایح “اف‌آی‌تی‌اف” بازهم در مجمع رای نمی‌آورد



احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در جلسه “انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی” با اشاره به رای منفی و پیشین دو سوم اعضای مجمع به لوایح “اف‌آی‌تی‌اف” گفت: این لوایح بار دیگر به تصویب نمی‌رسد.

او در ادامه افزود: «طبق آیین‌نامه وقتی موعد رسیدگی به این لوایح تمام شود از دستور مجمع خارج و نظر قانونی شورای نگهبان حاکم می‌شود، نه نظر مصلحتی».

او در حالی این سخنان را بیان می کند که به درخواست حسن روحانی و با موافقت خامنه ای ، لوایح اف‌آی‌تی‌اف بار دیگر در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال بررسی است.

توکلی در ادامه افزود: «در همین نشست اخیر می‌خواستند درباره‌ مسائل موشکی بحث کنند. تو مامور مبارزه با پولشویی در جهان هستی، موشکی به شما چه ربطی دارد؟»

او تاکید کرد: «نمی‌شود یک نهاد بین‌المللی به لحاظ اقتصادی، سیاسی بر ما مسلط شود، این برای عزت ملی هم خطرناک و مضر است.»

نظر مجمع مصلحت نظام تغییر نکرده است

محسن مجتهد شبستری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با استناد به مباحثاتی که انجام گرفته است، گفت که نظر اعضای این مجمع درباره لایحه گروه ویژه اقدام مالی، موسوم به اف‌ای‌تی‌اف، تغییر نکرده چرا که “معایب” آن به مراتب بیشتر است.

شبستری در ادامه افزود که «نظر من عوض نمی‌شود و بعید است که نظر آقایان دیگر هم در این زمینه عوض شده باشد».

وی تاکید کرد که «معایب» لوایح گروه ویژه اقدام مالی بیشتر از مزایای آن است.

مخالفان تصویب این لوایح در حکومت ایران می‌گویند در صورت تصویب آنها، کمک‌های مالی جمهوری اسلامی به گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به آن مانند حزب‌الله لبنان با مشکل مواجه خواهد شد.

امیدی به تغییر اساسی و گشایش واقعی نیست

در همین حال یک اقتصاددادن در ایران گفته: در شرایط بسیار بد اقتصادی گرفتار هستیم. رشد اقتصادی منفی، بیکاری گسترده و روزافزون و تشدید بی‌اعتمادی، شرایط شکننده‌ای برای اقتصاد کشور به‌وجود آورده است. امیدی هم به تغییر اساسی و گشایش واقعی نیست و بعید می‌دانم مسائل به‌گونه‌یی حل شود که دست‌کم اقتصاد کشور از این سردرگمی خارج شود.

به گزارش نشریه تجارت فردا، محمد بهکیش گفت: اداره یک کشور تورمی با رشد منفی برای دوره طولانی عملی نیست و اگر سیاست‌گذار نتواند آن را چاره کند، مکانیسم‌های طبیعی عمل خواهند کرد که در این صورت هزینه‌های آن برای کشور بسیار است. سیاست‌گذار باید فهمیده باشد که دیگر با وصله‌وپنیه کار اقتصاد سامان نمی‌یابد.

این نشریه می نویسد که سیاستمداران نظام گوششان به این اخطارها نسبت به آینده تیره اقتصاد مملکت بدهکار نیست و این ارزیابی ها را جدی نمی‌گیرند.

این در حالیست که صادق لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد که بررسی مجدد لوایح «اف‌ای‌تی‌اف» در این مجمع آغاز شده است و افزوده که این بررسی پیرو دستور رهبر جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.

در همین حال کیهان خامنه ای با عنوان مبارزه با فساد بهانه است، تحمیل FATF نشانه است! نوشت: طی روز‌های گذشته بار دیگر موضوع گروه ویژه اقدام مالی (FATF) داغ شده است. بعد از موافقت رهبر انقلاب با تمدید زمان بررسی لوایح FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام، برخی افراد از این موضوع سوءاستفاده می‌کنند و دولت هم در حال بهره‌برداری سیاسی از آن است.

این منبع نوشت: در تازه‌ترین نمونه آن رئیس‌جمهور در جلسه روز گذشته (۳ دی) هیئت دولت ادعا کرده‌اند که لوایح FATF بهترین راه مبارزه با فساد در داخل کشور است. ادعایی که می‌توان به یکی از بهانه‌جویی‌های سیاسی جهت تصویب این لوایح در نظر گرفت.

درباره این ادعای رئیس‌جمهور نکاتی قابل ذکر است. نخست اینکه رئیس‌جمهور درحالی پیوستن به لوایح FATF را بهترین راه برای مبارزه با فساد عنوان کرده است که کشور میزبان و اعضای اصلی این نهاد مالی هم چنین ادعایی ندارند!

نگاهی به تجربه کشور‌های عضو FATF نشان می‌دهد که پدیده پولشویی علی‌رغم گذشت چند سال از الحاق این کشورها، همچنان با تاروپود نظام مالی و بانکی آن‌ها درهم‌تنیده باقی مانده است و ضوابط این نهاد نتوانسته از بروز پدیده پولشویی جلوگیری کند.

مسئولین پاسخ نمی‌دهند که اجرای این برنامه چه کمکی به شناسایی شبکه‌های اخلالگر ارزی در کشور کرده است؟ FATF چه نقشی در کشف شبکه فساد بانک سرمایه داشته است؟ تصویب الحاق به این دو کنوانسیون دقیقاً چه کمکی به مبارزه با پولشویی و فساد در داخل کشور می‌کند؟

کیهان خامنه ای در پایان نوشت: بنابر این لازمه مبارزه با فساد، خود تحریمی از طریق FATF نیست؛ همچنان که فاسد‌ترین دولت‌های دنیا با میزبانی ۷۶ درصد کل پولشویی‌ها، گردانندگان FATF هستند و در حاشیه امنیت قرار دارند.

برداشتن تحریم‌ها هیچ فایده‌ای نخواهد داشت

این در حالیست که رییس اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا اظهار کرد: سیاست‌گذاران و نخبگان ما بدانند که حتی اگر تحریم‌ها برداشته شود ولی نتوانیم ارتباط سوئیفت را برقرار کنیم و به FATF نپیوندیم هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

به گزارش ایلنا، احمد پور فلاح در مورد وضعیت تجاری ایران با ایتالیا اظهار داشت: امروز ایتالیا یک بشکه نفت هم از ما نمی‌خرد؛ مجبور به سرمایه‌گذاری زیادی شدند تا نفت دیگری را جایگزین نفت ایران کنند. به همین دلیل بازگشت این وضعیت دشوار است، اینها فرصت‌های طلایی هستند که ما از دست دادیم.

رییس اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا در مورد پول‌های بلوکه شده ایران در ایتالیا تصریح کرد: پول بلوکه شده ایران در ایتالیا به اندازه کشورهایی مثل چین، هند و عراق نیست ولی انتقال پول مقداری از محموله‌های آخر نفتی که به ایتالیا فروختیم امکان‌پذیر نبود، فکر می‌کنم حداکثر 4 تا 5 میلیارد دلار باشد.

وی افزود: تحریم‌ها و نپیوستن ما به FATF روی این مقوله بسیار تاثیر گذاشته است. نداشتن ارتباط سوئیفت با دیگر کشورها بسیار مشکل ایجاد کرده است. سیاست‌گذاران و نخبگان ما بدانند که حتی اگر تحریم‌ها برداشته شود ولی نتوانیم ارتباط سوئیفت را برقرار کنیم و به FATF نپیوندیم هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. چون اگر نتوانیم پول را جابجا کنیم برداشتن تحریم‌ها چه سودی خواهد داشت؟

در ماه فوریه گذشته گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، تصمیم گرفت تا رژیم های ایران و کره شمالی را در فهرست سیاه خود نگاه دارد و محدودیت‌های سخت‌تری بر کشورهایی که در زمینه پولشویی و تامین تروریسم همکاری نمی کنند، اعمال کند.

«گروه ویژه اقدام مالی» در سال ۱۹۸۹ در پاریس توسط سران گروه هشت (G8) و با مأموریت پولشویی تأسیس شد. سران گروه جی-۸ ضرورت تشکیل چنین نهادی را یکسان کردن مقررات بانکی و مبارزه با پولشویی عنوان کردند.

در سال ۲۰۰۱ و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، آنچه «تأمین مالی تروریسم» خوانده شده در دستور کار فعالیت‌های گروه ویژه اقدام مالی FATF قرار گرفت. نظارت بر عملکرد شبکه بانکی در سطح جهانی و در سطح کشورها رسالت اصلی FATF محسوب می‌شود.


۱۳۹۹ دی ۱۵, دوشنبه

 


ایران؛ منظور مقام اسرائیلی از وقوع “اتفاقاتی” چیست؟



سخنان قاطعانه نخست وزیر اسرائیل در مورد آغاز غنی سازی بیست درصدی اورانیوم توسط حکومت اسلامی ایران و همچنین هشداری که از زبان وزیر دفاع اسرائیل در مورد خطرات این اقدام رژیم ایران بیان گردید، در کنار موضع قاطعانه ای که از جانب ایالات متحده علیه این اقدام رژیم ایران ارائه کرد، در کنار هشدارها و ابراز نگرانی های برخی کشورهای ارشد اروپایی، تنش پیرامون برنامه های اتمی جمهوری اسلامی را به اوج تازه ای می رساند.

وزیر دفاع اسرائیل هم گفت اگر رژیم ایران به غنی سازی بیست درصدی روی آورد، “اتفاقاتی” در خاورمیانه رخ خواهد داد. او به ماهیت این اتفاقات اشاره ای نکرد، ولی برای همگان روشن است که اسرائیل به اقدامات دفاعی دست خواهد زد.

به گزارش رادیو پیام اسرائیل، سیاست این کشور همیشه آن بوده که اگر منافع و امنیت اسرائیل سخت به خطر افتد و کشورهای جهان به اقدامات لازم در برابر آن دست نزنند، اسرائیل به تنهایی وارد میدان خواهد شد تا از امنیت و موجودیت خود دفاع کند.

نخست وزیر اسرائیل همچنین در سخنان شب گذشته خود، به خطرات موشکی حکومت ایران نیز اشاره کرد و خواهان اقدامات جهانی علیه ادامه آن شد.

غنی‌سازی ۲۰ درصدی؛ تکرار تجربه دوران اوباما؟

ایندیپندنت فارسی نوشت: در دوران باراک اوباما، زمانی که موضوع مذاکره با رژیم ایران بر سر نگرانی‌های منطقه‌ای و برنامه‌های موشکی مطرح می‌شد، مقامات دولت او که به زودی در دولت بایدن مشغول به کار خواهند شد، اولویت را به حل پرونده هسته‌ای دادند. آنها تاکید داشتند که با توجه به پیشرفت‌های هسته‌ای ایران فرصت برای جلوگیری از ورود جمهوری اسلامی به باشگاه هسته‌ای، به سرعت سپری می‌شود.

امروز تهران در تلاش برای شکل‌گیری تجربه‌ای مشابه‌ با دولت بایدن در فضای خاورمیانه‌ای است که شباهتی به دوران اوباما ندارد.‌ از حمله پهپادی و موشکی به آرامکو، تشکیل ائتلاف دریانوردی خلیج فارس، حذف سلیمانی و روی کار آمدن یک دولت نزدیک‌تر به آمریکا در عراق تا تحولات چند ماه اخیر در منطقه که نقطه عطف آن عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و توافق روز گذشته عربستان و قطر است.

این منبع در ادامه نوشت: از همین رو از سرگیری غنی‌سازی ۲۰ درصدی به عنوان سیگنالی برای دولت بایدن یا اهرم مذاکره‌ای نمی‌تواند کارکرد سابق خود در به حاشیه راندن نگرانی‌های منطقه‌ای و برنامه‌های موشکی را حفظ کند.

من تا ۲۰ ژانویه خواب راحت نخواهم داشت!

شبکه خبری سی ان ان پیش تر به نقل از یک مقام مطلع آمریکایی گزارش داده بود: رژیم ایران طی ۴۸ساعت گذشته سطح آماده‌باش نیروهای دریایی خود را در خلیج فارس افزایش داده است.

مقام آمریکایی که دارای آخرین اطلاعات در این زمینه بوده گفته است: مشخص نیست افزایش سطح آماده‌باش نیروهای دریایی ایران در خلیج فارس «اقدامی دفاعی» برای مقابله با اقدام احتمالی آمریکا است، یا نشانه آماده‌سازی نیروهای این کشور برای اقدامی در خلیج فارس علیه نیروهای آمریکایی است.

در همین زمینه، روزنامه نیویورک تایمز نیز دو روز پیش به نقل از تحلیلگران امنیتی آمریکا گزارش داد که رژیم ایران سطح آماده‌باش سیستم پدافند هوایی و نیروهای دریایی خود را افزایش داده است.

«من تا ۲۰ ژانویه خواب راحت نخواهم داشت. با ترامپ، هر چیزی ممکن است». این جمله باربارا اسلاوین، مدیر بخش ایران اندیشکده شورای آتلانتیک در گفتگو با روزنامه «شرق» را می‌توان زبان حال مقامات منطقه‌ای دانست که در روز‌های اخیر، نگران آخرین هدیه خداحافظی ترامپ به خاورمیانه هستند.

این روزنامه نوشت: از هفته گذشته به نظر می‌رسد مقامات کشور‌های منطقه نگران آخرین ضربه احتمالی ترامپ به منطقه در قالب اقدامی نظامی علیه حکومت ایران هستند. از طرفی، هواپیما‌ها و کشتی‌های ارسال‌شده به خلیج فارس بوی تهدید می‌دهند و از طرف دیگر، خودداری مقامات نظامی دولت ترامپ از برگزاری جلسات امنیتی با جو بایدن، رئیس‌جمهور منتخب باعث شده برخی تصور کنند دولت ترامپ در حال برنامه‌ریزی برای اقدامی جدید است.

تکاپوی مقامات منطقه در تماس‌ها و هماهنگی‌ها با یکدیگر، از‌جمله تعامل‌ها بین رژیم ایران با عراق، کویت، قطر و امارات متحده عربی نیز باعث شده این تصویر ارائه شود که یا خبری به مقامات منطقه رسیده یا این نگرانی‌ها این‌قدر جدی است که طرف‌های مختلف در حال تعامل با یکدیگر برای پیشگیری یا در صورت نیاز، تحدید خسارت هستند.

شرق نوشت: ناکامی دوباره ایالات متحده در سازمان ملل متحد در تصویب پیشنهادی علیه رژیم ایران نیز این تصویر را تقویت می‌کند که ترامپ به دنبال این است که قبل از خروج از کاخ سفید، هم ضربه‌ای به جمهوری اسلامی بزند و هم در صورت امکان راه را برای تعاملات برجامی و غیربرجامی دولت بایدن با تهران ببندد یا دست‌کم تا جایی که می‌تواند در این راه مانع بتراشد.

۱۳۹۹ دی ۱۴, یکشنبه

 


طرح مجلس ولایت برای نابودی اسرئیل تا ۲۰سال دیگر!



مجلس شورای اسلامی یک بمب‌خبری کم‌نظیر برای‌مان آماده کرده؛ یک گروه از نمایندگان مجلس طرحی پیشنهاد داده‌اند که ماده پنجم آن، دولت را مکلف می‌کند تا ۲۰سال دیگر اسراییل را از میان ببرد!

در بخشی از این طرح به مسئله فلسطین و حمایت از جبهه مقاومت پرداخته است و در ماده 5آن دولت‌هایی که تا سال 1420در ایران تشکیل می‌شوند را مکلف کرده است تا با اتخاذ ترتیبات ذیل جهت نابودی اسرائیل تا سال ۱۴۲۰ اقدام کنند.

این ترتیبات عبارتند از: شکست حصر غزه با ارسال کالاهای اساسی از مبادی رسمی دریایی به غزه در مقابل وجه یا رایگان؛ به گونه ای که نهایتا تا شش ماه پس از لازم الاجرا شدن این قانون اولین محموله، حداقل شامل کمک‌های مردمی و نهادهای خصوصی فرستاده شود. پیگیری

ارائه خدمات و زیرساخت‌های رفاهی – اقتصادی – امنیتی جهت حمایت از پیاده روی مردمی «حق بازگشت آوارگان فلسطینی» و حمایت از توسعه آن در دیگر مرزهای سرزمین اشغالی تحت عناوینی از قبیل «بازگشت به قدس» «آزادسازی جولان» «زیارت قدس» به صورت سالانه تا این مرزها.

دولت جمهوری اسلامی موظف است کمک‌های انسان دوستانه را در جهت کمک به ملت انقلابی یمن و شکست حصر این کشور، در قالب ارسال کالاهای اساسی غذایی، دارویی، و مواد سوختی، حداقل هر سه ماه یکبار تا انتهای بحران انسانی یمن مستقیما به آن کشور برساند به گونه ای که اولین محموله نهایتا تا انتهای سال ۱۳۹۹ فرستاده شود.

منابع این امر حداقل به صورت مردمی و همچنین از نهادهای داوطلب خصوصی داخلی و خارجی تامین شده و در موعد مقرر به هر مقدار حاصل شد فرستاده می شود. هر گونه ممانعت از رسیدن این کمک ها به مقصد به منزله مخاصمه با جمهوری اسلامی از طرف دولت مانع خواهد شد.

اطلاعیه ۱۵۶۷ کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان

جنبش دانش آموزی1401 ایران همبستگی دانش ‌آموزان با اعتراضات سراسری در ایران در اعتراضات سراسری زن، زندگی، آزادی 1401 که منجر به کشته شدن بیش ...